آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٦ - باب چهل و پنجم در خواب ديدن پيغمبر
٦ «فقد رأى الحق» يعنى حق است آنچه خواب بيننده اعلام كند و اگر ظاهرش درست باشد بسيار خوب و گر نه تفسيرش كند و آن را مهمل نگذارد زيرا يا مژده خير است يا وهم دادن از بدى و يا آگهى بر حكمى كه سودش دارد در دينش يا دنياش.
غزّالى گفته: مقصود اين نيست كه پيغمبر را ديده بلكه نمونهاى ديده كه ابزار اداى مقصودى از طرف من است و واسطه است ميان من و او در شناخت حق بلكه تن در بيدارى هم جز ابزارى از نفس نيست و حق اينست كه آنچه را شخص خواب بيند روح مقدس او است و تنها خدا بدلش انداخته كه او است.
كرمانى در شرح بخارى گفته: «مرا ديده» يعنى ديد او پرتوپلا نيست و خيال شيطانى نيست چنانچه در روايتى «البته حق را ديده» و اين ديد بآفرينش خدا است و مواجهه و مقابله شرط آن نيست، اگر گويند: بسا كه بر خلاف وصفش در خواب ديده شود، و دو كس در دو مكان در يك حال او را خواب بينند.
گويم: در گمان خواب بيننده چنين است، و بسا كه او برخى خيالات كه مربوط بچشمگير عادى او است در ديد گيرد، اگر گوئى: در اينجا جزاء همان شرط است گوئيم مقصود از جزاء لازم آنست و معنا اينست كه مژده گيرد كه مرا ديده است و طيبى گفته: يگانگى شرط و جزاء دليل مبالغه است، يعنى مرا بحقيقت و كامل ديده، و قاضى گفته بسا مقيد است بكسى كه او را بر وصف واقعى وى ديده باشد، و اگر نباشد خواب تعبيردار است نه خواب حقيقى، و آن ضعيف است، پايان ياوههاى آنها.
و ظاهر اينست كه ديد حقيقى نيست بلكه حصول صورتيست در حسّ مشترك يا جز آن بقدرت خدا تعالى، و غرض از اين تعبير بيان اينست كه رؤيا حقيقت است و از خداست نه از شيطان، و اين تعبير عرفيت دارد، چنانچه مردى گويد:
هر كه خواهد مرا بيند بايد فلانى را بيند، يعنى ديد او ديد من است، و اين بر