آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٨ - ١ سبب خوابهاى درست و نادرست
سوم اينكه چون مزاج روح كه قوه مفكّره را بر خود دارد دگرگون گردد احوال قوه انديشه دگرگون شود، و از اين رو هر كه مزاجش بگرمى گرايد آتش و آتشسوزى و دود بخواب بيند و اگر مزاجش بسردى گرايد برف بخواب بيند، هر كه مزاجش برطوبت گرايد باران بخواب بيند، و هر كه مزاجش بخشكى گرايد خاك و رنگهاى تيره بخواب بيند، اين سه گونه خواب را تعبيرى نيست بلكه پرتوپلا است.
و اما خوابهاى درست و سخن در ذكر سببش دو مقدمه دارد يكى اينكه همه امورى كه در اين عالم فرودين باشند از آنچه بوده و باشد و خواهد بود در علم خدا تعالى و علم فرشتههاى عقلى و نفوس آسمانى است.
و دوم: اينكه نفس ناطقه را شايد كه بدين مبادى پيوندد و صورى كه در آنها نقش است در او نقش بندد، و نشدن آن براى بخل آن مبادى نيست و نه براى آنكه نفس ناطقه صورتپذير نيست بلكه بخاطر اينست كه نفس گرفتار به سرپرستى تن است و آن را از پيوست كامل بدانها بازدارد.
چون اين را دانستى گوئيم چون نفس فراغتى يابد از تدبير تن بمنش خود بدين مبادى پيوندد و از صور حاضر در آنها در وى نقش بندد همان صورتها كه بدان نفس سزاوارتر است، و معلوم است كه سزاوارترين آنها همانست كه باحوال آن آدمى وابستهاند و به همشهريان و اقليمنشينان او، و اما اگر آن آدمى مجذوب تحصيل علوم عقليه باشد، از آنها هم چيزى بوى روشن گردد، و هر كه همتش مصالح مردم است آنها را در خواب بيند.
و چون اين صور در گوهر نفس ناطقه نقش بست متخيله كه آينهوار صور را نمودار كند اين صور كلى كه در نفس نقش بسته با صورتهاى جزئى مناسب آنها حكايت كند و آنگه اين صورتها در حس مشترك نقش گيرند و مشهود گردند، اينست سبب خواب ديدن. سپس اين صورى كه متخيله براى آن