آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٧ - ١ سبب خوابهاى درست و نادرست
دوم اينكه قوه عاقله مسلط است بر قوه متخيله بازش دارد از صورتسازى.
چون اين را دانستى گوئيم: چون هر دو مانع يا يكى نبود اين نمود و نمونه باشد و در خواب يك مانع نيست و آن حس ظاهر است و از حواس ظاهر صورتى بحس مشترك درنيايد و لوح حس مشترك تهى ماند و آماده پذيرش صوريست كه متخيله آنها را ميسازد و اين صور از آن بلوح حس مشترك فروآيند و ديده شوند.
و اما در بيمارى هم نفس گرفتار سرپرستى تن است و بازگير قوه متخيله از تركيب صور نيست و متخيله بكار خود پردازد، و چون بر آن نيرو گرفت، حس مشترك از پذيرش صور برونى سر باززند و اين صور خيالى در آن درآيند و بديد آيند، و صور هراسناكى كه در حال غلبه ترس با ديد شوند از اين راه است، زيرا چون ترس چيره شود بر نفس بازش دارد از تأديب متخيله و آن نيرو گيرد براى پرورش صورتگرى خود در حس مشترك چون صورت غول و جز آن، و بسا كه بر نفس ناتوان قواى ديگر چيره گردند، چون شهوت بچيزى و اين شهوت بالا گيرد تا بر عقل چيره شود، و متخيله پيكره آن دلخواه را بسازد و در لوح حس مشترك نقش كند و چشمگير شود.
و بر آنچه دانستى فروغ بسيارى وابسته است.
[فروع]
١ [سبب خوابهاى درست و نادرست]
١- در سبب خوابهاى درست و نادرست، بدان كه صورتگريهاى متخيّله گاهى بدروغ است و گاهى درست، دروغش از سه راه است:
يكم آدمى چون چيزى را حس كرد و صورتش در قوه متخيله ماند هنگام خواب آن صورت در حس مشترك نقش بندد و چشمگير شود و واقعيت ندارد.
دوم اينكه قوه انديشه صورتى سازد و در خيال اندازد، و هنگام خواب آن صورت بحس مشترك افتد و چشمگير شود، چنانچه آدمى انديشيده كه از شهرى بشهر ديگر رود يا چيزى بخاطرش آمده يا از چيزى ترسيده كه او همين احوال را در خواب بيند.