آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٥ - گفتار متكلمين و حكما در باره رؤيا
و سببش اينست كه نفوس آدمى را با مبادى عاليه كه همه چيز در آنها نقش است از آنچه بوده و هست و خواهد بود هم جنسى است و ميتوانند با آنها پيوندند و از نقش آنها در خود برگردانند ولى پرداختن نفس بكارى آن را از كار ديگر بازمىدارد و ما نميتوانيم نفس را از موانع نقش بردارى از مبادى عاليه بكلى زدوده كنيم، زيرا يكى از موانع پرداختن آنست بتن و تا بدان دچار است و بتدبير تن در كار است نتوانش بكلى از آن زدود.
ولى بسا كه در خواب آرامشى يابد، زيرا روح بوسيله شرائين بظاهر تن پراكنده شود و در حواسّ ظاهره فروريزد و دريافت را انجام دهد و اين حال بيداريست كه نفس بادراكات پردازد، و چون روح بدرون فروكشيد و حواسّ از كار افتادند خوابست و با از كار افتادن آنها يكى از مانع پيوست نفس بمبادى عاليه و نقشه بردارى از آنها از ميان ميرود و پيوستى روحانى با مبادى عاليه دارد و برخى نقشههاى آنها را كه آماده آنست در خود گيرد، چون آئينهها كه برابر هم وادارند و قوه خيال را منش اينست كه هر چه بر آنها درآيد گزارش كند، و اين معانى كه نقش نفس شدند بصورت جزئى متناسب گزارش كند و بحس مشترك فروآرد و چشمگير شوند و اين رؤياى راست است.
اگر تفاوت ميان اين صور جزئيه و آنچه در نفس نقش بسته جز همان كلى و جزئى بودن نباشد، خواب تعبير نخواهد، و اگر فقط تناسبى با آن دارد بيك وجهى خواب نياز بتعبير دارد و بايد از صورتى كه خيال ساخته معناى حقيقى را برآورد و اگر صورتگرى خيال با حقيقت از هم جداست براى آنكه آنقدر صورت عوض شده كه از حقيقت نمودى نمانده اين خواب پرتوپلا است و تعبير نپذيرد و از اين رو گويند خواب شاعر و دروغگو تعبير ندارند، زيرا قوه خيالشان بدروغ پردازى عادت كرده- پايان-.
و نهان نيست كه اين گفته رجم بغيب است، و گفتارى بگمان و ترديد، و مستند بدليل و برهان و مشاهده و عيان و وحى الهى نيست، و وابسته باثبات عقول