آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٢ - روايات
كاهنه بوى گفت: اگر راست گوئى البته از پشت تو فرزندى آيد كه شرق و غرب را بگيرد و پيغمبر مردم باشد، و خوابش در كندن چاه زمزم گذشت كه طولانيست، و خوابهاى آمنة در ولادت پيغمبر گذشت و خواب عباس در مژده به پيغمبر كه خواب ديد از سوراخ بينى عبد اللَّه پرنده سپيدى پريد و بمشرق و مغرب رسيد و بازگشت تا بر بام كعبه نشست و همه قريش در برابرش سجده كردند، و نورى شد ميان آسمان و زمين تا بمشرق و مغرب رسيد.
كاهنه بنى مخزوم گفت اى عباس اگر خوابت راست باشد از پشت تو فرزندى بر آيد كه أهل مشرق و مغرب پيرو او شوند و در غزوه بدر گذشت كه عاتكه دختر عبد المطلب خواب ديد كه سوارى بمكه آمد و سه بار فرياد زد اى آل عدى، اى آل فهر، بگور خود برويد و سنگى گرفت و پاشيدش از كوه و خانهاى نماند از قريش جز اينكه تيكهاى در آن افتاد، و گويا دره مكه از پائين خود خون شده و روز سوّم بزمزم رسيد و فرياد زد كاروان را دريابيد، و غزوه بدر شد.
در زايش حسين ٧ گذشت كه ام ايمن گفت: يا رسول اللَّه امشب خواب ديدم كه پارهاى تنت افتاده در خانه من، فرمود: فاطمه حسين را زايد و تو او را بپرورى و در دهن او گذارى و يك تيكه من در خانه تو باشد، و نيز گذشت كه زن حنظلة بن أبى عامر راهب در خواب ديد گويا آسمان گشوده شد و حنظله در آن افتاد و بهم پيوست، و حنظله با حد رفت و شهيد شد.
و نيز از بختنصّر خوابهاى غريبى گذشت يكى اينكه در خواب ديد فرشتههاى آسمان فوج فوج بر سر چاهى آمدند كه دانيال در آن زندانى بود و بر او سلام كردند و او را بگشايش مژده دادند، و از كرده پشيمان شد و او را از چاه برآورد، و ديگر در خواب ديد سرش آهن است و دو پايش از مس و سينهاش طلا و دانيال تعبيرش كرد كه پادشاهيش برود و پس از سه يك پارسى او را بكشد و چنين شد و موبدان در ولادت پيغمبر ٦ خواب ديد شترانى سركش اسبان عربى را يدك ميكشند.