آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٠ - روايات
بر سرشان آمد آنچه وعدهشان كرديم، سودى ندهدشان آنچه بدان بهرهمندند، ٢٠٦- الشعراء) و بر او فروآورد «البته كه آن را در شب قدر فروآورديم و ندانى شب قدر چيست؟ شب قدر به از هزار ماه است، ٤- القدر) خدا شب قدر را به پيغمبرش ٦ داد كه به از هزار ماه پادشاهى بنى اميه است (ر ك كافي ج ٤ ص ١٥٩).
٢٤- در كتاب سليم بن قيس: هلالى از عبد اللَّه بن جعفر كه من نزد معاويه بودم- و حديث را كشانده تا گفته- گفتم: از رسول خدا ٦ شنيدم در جواب از پرسش اين آيه «و نساختيم ديد تو را كه بتو نموديم جز آزمايشى براى اين مردم، و درخت ملعون در قرآن، ٦- الاسراء» فرمود: من در خواب ديدم ١٢ تن از رهبران گمراهى را كه بالا ميرفتند بر منبرم و فرومىآمدند، و برميگرداندند امتم را بدنبال خود پس پس كه در ميان آنها بودند دو مرد از دو تيره جداى قريش و سه تا از بنى اميه و هفت تن از فرزندان حكم بن عاص كه چون به ١٥ تن رسند قرآن خدا را دكان خود سازند و بندگان خدا را بردگان خود (الحديث).
٢٥- در كافي (ج ٦ ص ٤٨٤): بسندى از أبي بصير كه بامام ششم گفتم:
فرقسر گذاشتن از سنت است؟ فرمود: نه، گفتم: آيا رسول خدا در سر خود فرق زلف داشت؟ فرمود: آرى، گفتم: چطور؟ فرمود: چون رسول خدا ٦ از خانه كعبه جلوگيرى شد با اينكه شتر قربانى رانده بود و محرم شده بود خوابى را ديد خدا در قرآنش گزارش داده كه فرمايد «البته البته راست درآورد خدا خواب پيغمبرش را كه البته درمىآئيد در مسجد الحرام ان شاء اللَّه آسوده سر تراشيده و تقصير كرده، ٢٧- الفتح» و رسول خدا ٦ دانست كه خدا البته بيايد بدان چه بوى نويد داده، از اين رو آن مو كه بر سر داشت هنگام احرام گذاشت تا بلند شد، براى اينكه آن را در حرم تراشد آنجا كه خدايش نويد داده، و چون آن را تراشيد ديگر موى سرش را بلند نگذاشت و پيش از آن چنين بود.
٢٤- در مجالس صدوق (٣٥٦) بسندش از ابن عباس كه من همراه امير المؤمنين ٧ بودم چون بصفّين ميرفت، و چون در نينوى كنار شط فرات منزل كرد،