آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٢ - فائده يكم آيا نفوس بشرى يك نوعند؟
چون خبر فتح بن يزيد از أبى الحسن ٧ كه در پايانش فرمايد، آدمى يكى است در تعبير نه در معنا، و خداست كه يگانه است و جز او يگانه نيست، و اختلاف و تفاوت و كم و بيش ندارد، و اما آدمى آفريده، ساخته شده و مركب از اجزاء چند و جواهر پراكنده است، جز اينكه در مجموع خود يكى است.
و از ابي جعفر دوم ٧ در حديث طولانى است، ولى او است قديم بالذات و جز يگانه همه جزء پذيرند، و خداست يگانه جزء ناپذير كه تو هم كم و بيش در او راه ندارد، و هر چه تجزيهپذير است و كم و بيش بردار آفريده است و دليل آفريدگار خود.
و از امير المؤمنين ٧ است كه بصورتى نماند و بهيچ حاسّه درنيايد، و بمردم سنجيده نشود، نزديك است با دوريش و دور است در عين نزديكى، برتر همه چيز است، و چيزى برتر از او بگفت نيايد، پيش از همه چيز است و پيش از او بگفت نيايد، درون همه چيز است نه چون جسمى درون، برون همه چيز است نه چون جسمى برون و حدا، منزّه است آنكه چنين است و جز او چنين نيست، اين اخبار و جز آنها كه در كتاب توحيد گذشتند دليلند كه اين صفات ويژه خدايند، وجود مجرّدى جز او ويرا در اين اوصاف شريك او كند، خصوص عقول مجرّده كه تغيير و تبدل را در آن روا ندارند، و اين دلالت قوى است و گرچه جاى سخن دارد و خدا و حجج او بحقائق امور دانايند.
گويم: چون سخن در اين باب تا اندازهاى دراز شد براى اينكه اهم مطالب است باكى ندارد كه برخى مطالب مهمه از أحوال و شئون نفس در ضمن فوائدى بيان شوند.
[فائده] يكم: آيا نفوس بشرى يك نوعند؟
خواجه نصير- ره- در تجريد گفته:
چون همه يك تعريف دارند بايد يكى باشند، علامه- رفع- گفته: مردم در اين باره اختلاف دارند و بيشتر معتقدند كه نفوس آدمى يك نوعند و پر شخص دارند، و