آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٧ - در اخبار
بدان در تن روانست و چون مرگش دررسد بخوابد تا آن سبب قطع شود و آنكه نميرد وانهاده شود.
٤٨- و از ابن عباس در همين آيه گفته: سببى است كشيده ميان خاور و باختر و ميان آسمان و زمين، ارواح مردهها و ارواح زندهها بدان سبب آشيانگرند و نفس مرده بنفس زنده درآويزد و چون نفس زنده فرمان برگشت بتن گيرد روزيش پرداخت شود و نفس مرده بجا ماند و نفس زنده آزاد شود.
٤٩- و از ابى جحيفه كه رسول خدا ٦ در آن سفر كه خوابيدند تا خورشيد برآمد، فرمود: شما مرده بوديد تا خدا ارواح شما را بشما برگرداند.
٥٠- در شهاب الاخبار: پيغمبر ٦ فرمود: ارواح لشكرهاى آمادهاند هر كدام بهم آشنا شدند الفت گيرند و هر كدام ناشناس هم باشند خلاف هم پذيرند.
در ضوء الشهاب: اين حديث اشك از ديدهها بريزد و در تفسيرش لغزشها بخيزد، من بدان چه دانش كه خدايم روزى كرده بشرح آن پردازم و گويم: اصل كلمه روح براى خوشى و پاكى وضع شده، جان آدمى را روح گويند، و فرشتههاى پاك را ارواح، روح القدس: جبرئيل است و روح نام فرشته ديگر كه خدا فرموده «روزى كه برخيزند روح و فرشتهها در صف ٣٩- النبأ» عيسى، روح اللَّه است، نسبت به فرشته و پرى «روحانى» بضمّ راء و آنان روحانيونند، بهر جاندارى هم روحانى گويند.
ابو عبيده گفته: روح: راحت است، مكان روحانى: خوش، ريح: مفرد رياح، و ارواح كه اصلش روح بوده و براى كسره راء واو بياء بدل شده، راح و رياح بفتح راء مى است، روح و ريحان: رحمت و رزق است، روح: نسيم است و ريحان گل بوئيدنى، و از اينجا است روحى كه آدمى بدان زنده است، براى آنكه پاك و خوش است در آفرينش و در آغاز پديدش، اصحاب اصول گفتند: روح نفسى است كه در دمكشهاى زنده روانست (و يك شعر عربى گواه آورده).
و آنچه قومى گويند كه ارواح بتن برپايند، و پيش از تن بودهاند بچنين و