آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥١ - در اخبار
و چون دل در باره باد انديشد بداند كه آن را محركى است كه بهر جايش خواهد براند و هر گاه خواهد آرامش كند بهر كه خواهد برساندش و از هر كه خواهد بگرداندش، و چون دل بدان انديشد و يابد كه پيوست بآسمان و آيات آنست بداند كه نگهدار مدبّر قادر زمين و آسمان همان آفريننده باد و جنباننده آنست بهر طور خواهد.
و همچنين ديده و گوش ما دل را رهنمائى كنند از زمين لرزه و با جز آنها هم آن را بفهمد و از حركت اين آفريده بزرگ با كلفتى و سنگينى و درازى و پهنايش با آنچه كوه و آب سنگين و مردم و جز آن دارد و يك جا بلرزد و يك جا نلرزد و يا اينكه يك جسم پيوسته است و يك جا ويران شود و يك جا سالم ماند بفهمد كه محرك يك جا و نگهدار جاى ديگر يكى است و همان محرك و نگهدار بادها است و مدبر آسمان و زمين و آنچه ميان آنها است، و بفهمد كه اگر زمين خود بخود ميلرزيد نيروى لرزش و حركت نداشت ولى مدبر آنست كه هر چه از آن را خواسته حركت داده.
سپس ديده بآيات بزرگى چون ابر فراهم ميان آسمان و زمين كه چون دود بىكالبد بجائى از زمين و كوه بسايد و ميان درختها درآيد و شاخه آنها را نفشارد و بدانها نياويزد و ميان كاروانها پهن شود و بتيرهگى خود ميان آنان پرده شود ولى آب بسيار و سنگينى را كه درخور وصفش نيست با خود بردارد بهمراه صاعقههاى شكافنده و برقهاى درخشنده و رعد و برف و سرما و عزو تا آنجا كه وهم بوصف آن رسا نيست و دلها بكنه عجائبش رهنمون نباشد، خود بخود در هواء برآيد.
پس از پراكندگى گرد آيد و بدنبال گسيختگى بهم بچسبد، بادها از هر سو آن را بفرمان پروردگارش برانند، يك بار فروآيد و يك بار بالا رود، و آب بسيار درونش را نگهدار است كه چونش فروبارد از آن درياها برآرد، بزمينهاى بسيار و شهرهاى دور از هم بگذرد و نقطهاى از آن نكاهد تا فرسنگهاى بيشمار طى كند و آبش را قطره قطره و سيل، سيل بفرستد پياپى تا همه درياچهها و درهها را پر كند