آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩ - در اخبار
را دليل باشد تا گوشت برگيرند و دانه و آن ميان بچههايش گوشت اندازد و اين دانه اندازد.
بمن بگو از جوجههاى پرندههاى آبى كه بآب افتند و شنا كنند و جوجه پرنده خشكى در آب كه افتد غرق شود، با اينكه حواس هر دو يكى است، چگونه پرنده آب از حواس خود براى شنا كمك گرفت و پرنده خشكى از آن سود نبرد و چون در آب افتد بميرد و پرنده آبى در خشكى كه بماند بميرد، در اين جا حواس كارشكنى تو باشند، و نشايد جز تدبير آفريننده حكيمى در ميان باشد كه براى آب خلقى ساخته و براى خشكى خلقى.
بمن بگو چه شده كه مورچه در آب كه هيچ نديده افتد و شنا كند و يك آدم پنجاه ساله نيرومندتر و خردمندتر مردان كه شنا نياموخته در آب افتد و غرق شود و با همه حواسى كه دارد و سالمند عقل و تجربهاش رهنماى او نشود، آيا نشايدت كه بدانى دل معدن فهم كودك است نسبت بدان چه برايت وصف كردم و جز آن از جانوران و آنست كه نوزاد را بشير خوردن كشاند و پرنده را بدانه چيدن و درنده را ببلعيدن گوشت.
هندى، من نيابم كه دل بىحواس چيزى را بفهمد و بداند، امام، چون نميخواهى جز بحواس دل بدهى ما در باره آنها بتو پاسخ دهيم تا بدانى جز ظاهر اشياء را كه فروتر از پروردگار والايند نميفهمند و تو هم آنچه نهانست و بديده نيايد نشناسى ولى خدا براى حواس دلى ساخته كه بوسيله آن بر بندهها حجت آورد، و حواس را دليل درك امور ظاهر نموده تا دليل بر آفريننده باشند ديده آفريدهاى پيوست بهم بيند و دل با رهنمائى ديده بينديشد در حقيقت آسمان و بلندى آن در هوا بىستونى كه ديده شود و پايهاى كه آن را نگهدارد، نه هرگز پس كشد و نه پيش آيد و نه فروتر و نزديك شود، و نه بالاتر رود.
در طول مدت دگرگون نشود با گذشت روزگار نپوسد و جايى از آن شكسته نشود، و فرونريزد با آنچه از هفت ستاره سياره بنگرى كه در سير خود با هم