آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢ - در اخبار
سقاء بجوشد و خاك آدمى چون طلاشوئى شسته گردد و چون كره از دوغ جدا شود و خاك هر تنى جا بجا شود بفرمان خداى توانا تا آنجا كه روح او است، و صورتها باذن صورتساز بهيئت خود باز گردند و روح در آنها در آيد و چون درست شوند كسى ناشناس خود نباشد.
بيان: ظاهر خبر اينست كه روح جسمى است لطيف، و برخى معتقدان تجرّد آن تأويلش كردند بدان چنانچه اشارت ببرخى آيد، و همچنان روايت از امام صادق ٧ را كه در وصف روح فرموده است: «و بدانست كه تن امر و نهى شود و پاداش و كيفر بيند و ما از آن جدا شويم و خداى سبحان بدان كالبد ديگر پوشاند چنان كه حكمتش مقتضى داند» را هم بتجرّد تأويل كردند.
و برخى گفتند: جمله «از او جدا شويم و خدايش بديگرى پوشاند» صريح است در اينكه مجرد است و جدا از تن است، و مقصود از آن روح بخارى نيست و اما اينكه آن را جسم خوانده براى اينست كه نشئه ملكوت هم جسمانيست از نظر صورت نه از نظر ماده.
٨- در علل (ج ١ ص ٩٠) و عيون (ج ١ ص ٦٥): بسندى از امام نهم ٧ كه: روزى امير مؤمنان ٧ آمد بهمراه فرزندش حسن ٧ و سلمان فارسى- ره- كه بدست او تكيه داشت و بمسجد الحرام درآمد و ناگاه مردى خوش سيما و خوشجامه پيش آمد و بامير المؤمنين ٧ درود گفت و پاسخ شنفت و نشست و سپس گفت: يا امير المؤمنين ٣ مسأله از تو پرسم كه اگر پاسخ درستم دهى بدانم اين مردم بناحق مقام تو را گرفتند و در دنيا و آخرت آسوده نيستند، و اگر نه بدانم تو با آنها برابرى، فرمود: هر چه خواهى بپرس.
گفت: بگو بمن: چون مرد بخوابد روحش بكجا رود؟ و آدمى چگونه بياد آورد و فراموش كند؟ و آدمى چگونه بعموها و دائيها مانند شود؟
امير المؤمنين ٧ رو بامام حسن ٧ كرد و فرمود: اى ابا محمّد پاسخش را