آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣١ - در اخبار
وصف كردم مايه از خون دارد، و رطوبت تن و خرمى رنگ و خوشى آواز و خنده بسيار همه از خونند و چون خون بخشكد روح از بدن جدا شود، گفت: روح سبكى و سنگينى و وزن دارد؟ فرمود: روح چون بادى است كه در مشك كنند بدميدن كه وزنش بيش نگردد و چون از آن برآيد كم نگردد، همچنانست روح سنگينى و وزن ندارد.
گفت بمن بگو جوهر روح چيست؟ فرمود: باد هوا است كه چون جنبد بادش نامند و چون آرام است هوا است، و قوام جهان بدانست و اگر سه روز باد بند آيد هر چه روى زمين است تباه شود و بگندد، چون باد بجاى بادبزنست كه دفع كند فساد را از هر چيزى و آن را پاكيزه كند، و آن چون روح است كه چون از تن برآيد تن بگندد و دگرگون شود، فتبارك اللّه احسن الخالقين.
گفت: روح كه از تن برآيد از هم بپاشد يا بماند؟ فرمود: بماند تا صور دمد، آنجا است كه همه چيز نابود شود، نه جسمى ماند و نه محسوسى، سپس مدبر جهان همه چيز را از سر گيرد، و ٤٠٠ سال خلق همه خشكيده شوند و آن ميان دو نفخه صور است، گفت: از كجا زنده شود با اينكه تن پوسيده و اندام از هم پاشيدند تيكهاى در دره مانده و درندههايش خورند و تيكه در ديگر جاى و خزندههايش پاره و پاره كردند، اندامى خاك شده و از گلش ديوار ساختند؟ فرمود آنكه از هيچ آن را برآورد و بىنمونه پيش صورت كشيد توانا است بازش گرداند چنانچه آغازش كرد.
گفت: اين را برايم شرح بده فرمود: روح در جاى خود پايدار است، روح نيك در روشنى و وسعت، و روح بدكار در تنگى و ظلمت و تن خاك شود چنان كه از آن آفريده شده، و آنچه را درنده و خزنده در خود گرفته و خورده و دريده خاكش بجا است نزد كسى كه باندازه يك ذره در تاريكيهاى زمين از دانش او نهان نيست و شماره و وزن همه چيز را ميداند، و خاك روحانيان چون طلا است در خاك.
و چون هنگام بعث شود، زمين باران نشور را بخود گيرد، و چون مشك