آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩ - در اخبار
چيزى را.
در مجالس صدوق (٨٨- امالى): بسندى از نوفلى كه بامام ششم گفتم:
مؤمن خوابى بيند و چنان باشد كه ديده، و بسا خوابى بيند و هيچ نباشد؟ فرمود:
چون مؤمن بخوابد، از روحش جنبشى برآيد تا آسمان، و آنچه را روح مؤمن در ملكوت آسمان كه جاى تقدير و تدبير است بيند درست است و آنچه را در زمين بيند پرت و پلا است، باو گفتم: روح مؤمن بآسمان برآيد؟ فرمود: آرى، گفتم:
تا در تنش چيزى نماند؟ فرمود: نه چنين، اگر هيچ در تنش نماند كه مرده است گفتم: پس چگونه برآيد؟ فرمود: نبينى خورشيد در جاى خود در آسمانست و پرتوش در زمين؟ و همچنانست روح اصلش در تن است و جنبشش كشيده شود.
بيان: فهم اين اخبار موقوف است بر تحقيق حقيقت روح كه سخن در بارهاش گذشت و دنبالش بيايد.
٧- در احتجاج (١٨٨) كه هشام بن حكم از امام صادق ٧ پرسيد آنان كه بتناسخ معتقدند از كجا گويند و چه دليلى بر عقيده خود دارند؟ فرمود:
معتقدان بتناسخ برنامه دين را پشت سر انداخته و گمراهيها را در بر خود آراستهاند و در شهوات غوطهورند، پندارند آسمان تهى است و مدبر اين جهان صورت آفريده دارد بدليل اينكه روايت شده «راستى خدا عز و جل آدم را بصورت خود آفريده» و گويند نه بهشتى است نه دوزخى و نه بعث و نشورى، و قيامت در بر آنها اينست كه روح از كالبدش برآيد و بكالبد ديگر درآيد، اگر در كالبد نخست خوشرفتار بوده در كالبد دنيوى بهتر در آيد، و اگر بدكار يا نادان بوده در كالبد باركشان رنج بر دنيا در آيد يا در كالبد جانوران خزنده زشت.
نماز و روزه و هيچ عبادتى ندارند جز همان شناخت رهبرى كه بر آنها لازم است، و هر چه دلخواه آنها است در اين جهان براشان مباح است از فروج زنان و جز آن، خواهران باشند يا دختران و خالهها و زنان شوهردار، و همچنان مردار و مى و خون را حلال دانند، و همه فرق آنها را زشت شمارند و همه امم آنها را لعن