آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٣ - دنبالهايست گفتار حكما در باره نيروهاى تن آدمى
نيروى لمس و بسيدنست زيرا سودش نيز در كاريست كه قوام بدن بدانست، و آن دلخواه كردن غذا و گزيدن آنست و خلاصه بوسيله آن توان غذاى سازگار را از ناساز تشخيص داد چنانچه لامسه همجوار سازگار را از ناساز تشخيص ميدهد، و ذائقه شريك است با لامسه در اينكه بايد غذا را بسايد ولى از آن جداست در اينكه صرف بسيدن خوراك مزه آن را نفهماند چنانچه گرمى بخود بسيدن دريافت شود بلكه دريافت مزه نياز دارد بيك لعابى كه از ماهيچهاى بنام ملعبه بتراود و شرطش اينست كه آن رطوبت آلوده بمزه چشيده شده و ضد آن نباشد و بلكه از آنچه مزه چشيده را دارد زيرا بيمار كه لعاب دهانش كيفيت خلط غالب او را گرفته مزه خوراكى و نوشابه نفهمد مگر آميخته بمزه آن خلط غالب و آنكه صفراء بر او غلبه دارد مزه عسل را تلخ دريابد.
و اختلاف دارند كه وساطت لعاب دهن در دريافت مزه باينست كه ذراتى از مزهدار بدان آميزد و در جرم زبان ريزد و مزه دريافت شود يا خود لعاب مزه را بگيرد و بجرم زبان رساند و آنچه دريافت شود همان كيفيت آنست و بهر تقدير واسطهاى ميان ذائقه و مزهدار نيست در حقيقت بخلاف ديد كه نياز بتوسط جسم شفاف و زلال دارد.
٥- قوه لامسه و بسيدن- و آن پهن است در همه تن و كارش دريافت گرمى سردى، ترى و خشكى و مانند آنها است كه هنگام تماس از آن اثر پذيرد بحكم بررسى، شيخ گفته: نخست نيروى دريافت كه بوسيله آن جاندار خودش را يابد همان بسيدنست زيرا چنانچه جوهر نيروى گياه همان خوراك كردنست و بسا جز آن نيروئى نداشته باشد.
همچنين است نيروى بسيدن در جاندار، زيرا بهى مزاجش از كيفيات بسيدنيست و تباهيش از اختلال آنست و حس پيشدرآمد نفس است و بايد پيش درآمد نخست همان وسيله دفع فساد و حفظ صلاح باشد و پيش از پيشدرآمدهاى ديگر باشد كه رهنماى اموريند كه برخى از آنها سودى دارند بيرون از قوام