آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٦ - دنبالهايست گفتار حكما در باره نيروهاى تن آدمى
دو خط راست ميان مركز جليديه و دو سوى ديد شده توهم شوند و در مركز جليديه زاويهاى سازند، و هر چه اين زاويه بزرگتر باشد ديد شده بزرگتر بنظر آيد.
ولى بر بررس نهان نيست كه نزديكى ديد شده سبب بزرگ بودن اين زاويه است و دوريش سبب خرد بودن آن و يا اينكه هر چه نزديكتر شود زاويه بزرگتر گردد و هر چه دورتر خردتر شود، و خطوطى كه اضلاع زاويهاند نزد رياضيين حقيقت دارند و نزد شعاعيين موهومند، و هر كدام از آنها اين را مؤيد عقيده خود داند، و هر دو را وجهى باشد گرچه بعقيده شعاعيين مناسبتر است.
يكى از محققان گفته: حكماء تا بآخر مقرر داشتند كه تفاوت اندازه ديدشدهها بتفاوت اندازه زاويه نامبرده وابسته است، و تفاوت هر كدام پيرو تفاوت ديگريست بتناسب بىكم و بيش، و علم مناظر و جز آن را بر اين قاعده بنياد كردهاند و در اينجا شبههايست و آن اينست كه چون جسم خردى بدرازاى ديده يا اندكى درازتر مانند يك انگشت را بديده نزديك سازيم تا بسر مژگانها و ديد آن زاويه هر چه بزرگترى دارد و يك كوه بسيار بزرگ را برابر ديده نهان سازد، و زاويه آن از زاويه ديد كوه بزرگتر است و بايد از كوه بزرگتر ديده شود با اينكه خلافش بديهى است، و جوابش اينست كه در ديد بزرگتر است جز اينكه بحكم عقل دانيم بسيار خردتر است و براى اينكه بسيار نزديك است بزرگتر ديده شده- پايان-.
دوم: ديد هر چيز در آينه و هر جسم زلال كه چگونه است و در باره آن اختلاف دارند تا به چهار عقيده رسيده.
يكم: عقيده اصحاب شعاع كه گفتهاند: بر اثر برگشت خطوط شعاعى است باين تقرير كه ما ميدانيم بتجربه كه پرتو از جسم صاف زلال برميگردد مانند پرتو خورشيد كه از روى آب بديوار برميگردد و از آينه در برابر آن و چون پرتو ديده بر مانند آينه تابد از آن برگردد بدان چه برابر آنست بطورى كه زاويه پرتو و زاويه برگشت برابرند، و چون آينه برابر روى بيننده باشد و سهم مخروط