آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٩ - اخبار وارده در اين باب
بكار او نميآيد و تاب دانستن آن را ندارد، چون علم غيب و آينده و برخى از آنچه اكنون هست چون دانستن آنچه بالاى آسمان يا زير زمين است يا در تك درياها و گوشه و كنار جهان و راز دل مردمان و بچههاى زهدان و مانند آن كه بشر بدان نادانست، برخى مردم مدعى دانستن اين امور شدند ولى خطاى آنها در قضاوت و احكامشان بطلان دعويشان را روشن كند.
بنگر كه چگونه بآدمى علم هر آنچه بدان در دين و دنياش نياز دارد داده شده و از جز آن دريغ شده تا قدر خود را و نقص خود را بداند، و هر دو هم بصلاح او است اكنون اى مفضّل بينديش در اينكه آدمى عمر خود را نداند و اگر ميدانست و عمرش كوتاه بود زندگى در انتظار مرگى كه وقتش را داند گواراش نبود و چون كسى بود كه مالش از دست رفته يا نزديك بآنست كه از بينوائى و ترس نيست شدن مال و بينوائى اندوه خورد.
با اينكه نابودى عمر بدتر از نابودى مال است، زيرا كممال اميد دارد كه مالدار شود و آرامش يابد ولى كسى كه بداند عمرش از دست ميرود پاك نوميد است و اگر بداند عمرش دراز است و يقين بماندن دارد بكامجوئى و گناه اندر شود، و بهر كارى دست زند باميد اينكه در پايان عمر توبه كند و اين روش ناپسند خداست و از بندهايش پذيرا نيست، نبينى اگر بنده تو تصميم گيرد يك سال نافرمانيت كند و روزى يا ماهى تو را خشنود سازد از او نپذيرى و نزد تو چون بنده خوشكردار نباشد كه در هر حال آماده خدمت است.
اگر گوئى مگر اين نيست كه آدمى بسا مدتى نافرمانى كند و سپس توبه نمايد و از او پذيرفته است؟
گوئيم اين چيزيست كه آدمى بدان دچار شود از غلبه شهوت و اگر آن را وانهاد و در دل نگرفت و پايه كار خود نساخت خدا از او بگذرد و بآمرزش بدو تفضّل نمايد، و اما كسى كه پايه كار خود را بر گناه نهد و تصميم گيرد كه تا تواند نافرمانى كند و در پايان عمر توبه كند همانا خواهد فريب دهد كسى را كه فريب