آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٧ - اخبار وارده در اين باب
فراموشى نبود كسى از مصيبت و داغ تسلى نمىيافت و افسوسش نميرفت و كينهاش نميمرد و با يادآورى آفات هيچ بهرهاى از جهان نميگرفت، و اميد به غفلت شاه از خود نداشت و نه بازماندن حسود از آزارش، نبينى چگونه در آدمى حفظ و نسيان دو ضد نهاده شدند كه هر كدام برايش يك نوع مصلحت دارند، آيا آنان كه بدو خداى ضدّ هم معتقدند در اين گونه امور ضد كه هر دو خير و صلاح و سود دارند چه خواهند گفت و آنها را آفريده كدام از دو خدا دانند؟
بينديش اى مفضل در يك خصلت شريفى كه ميان همه جانداران ويژه آدمى است و آن شرم است كه اگر نبود، مهمانى پذيرائى نميشد، بوعدهها وفاء نميشد نيازى برآورده نميشد، كسى دنبال كار خير نميرفت، و از هيچ كار زشتى باز نميگرفت، تا اينكه بسيارى از كارهاى واجب هم براى شرم انجام شوند، اگر شرم نبود بسيارى مردم حق پدر و مادر را رعايت نميكردند و صله رحم نمينمودند، و امانت را نميپرداختند، و از هرزگى خوددار نبودند، نبينى همه اوصافى كه مايه صلاح آدمى و تمامت كار اوست باو داده شده.
بينديش اى مفضل كه خدا- تقدست أسماؤه- چه نعمت بزرگى بآدمى داده كه گويائى است تا هر چه در دل دارد و در نهادش بگذرد و بانديشهاش رسد بزبان آرد و بديگرى بفهماند آنچه در دل دارد، و اگر گويا نبود چون بهائم بىزبان بود كه نتوانند از خود چيزى گويند و از گزارشگرى خبرى فهمند، و چنين است نعمت نويسندگى كه اخبار گذشتهها را ضبط كند براى آنان كه ماندهاند و اخبار آنها را براى آيندگان، و از آن كتب در علوم و آداب و جز آن جاويدان گردند و آدمى قرار دادهاى ميان خود و ديگران را در معامله و حساب ضبط كند.
و اگر نوشتن نبود زمانهها از هم جدا ميشدند و كسى از مسافران خبرى نداشت و علوم از ميان ميرفتند و آداب از دست ميشدند، و خلل بزرگى در كارها و معاملات و نيازهاى دينى بمردم وارد ميشد و رواياتى كه بايد بدانند از دست ميرفتند و شايد تو پندارى نويسندگى را آدمى بحيله و هوش خود بدست آورده، و بآفرينش