آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٢ - خاتمه تعبير بعضى از خوابها
علماء در آن درگذشتند مانند كلينى ره و ابن بابويه و سمرىّ آخر سفراء و ديگران رضى اللَّه عنهم.
و آنكه خوابها باختلاف اشخاص و احوال و زمان فرق كنند از اين رو اين علم از معجزههاى انبياء و اولياء است و ديگران را در آن بهره نيست جز اندكى كه سودى ندارد.
و اما خوابهاى پرتوپلا كه زائيده خوراك بد و اخلاط تنند فراوانند و بتجربه معلومند مردى ترسان و هراسان نزد پدرم- قده- آمد و گفت: امشب در خواب ديدم شيرى سفيد كه مارى سياه برگردن داشت بر من يورش آوردند تا مرا بكشند، و پدرم- ره- گفت: شايد ديشب كشك و رب انار خوردى؟ گفت: آرى، گفتش بر تو زيانى نيست اين دو خوراك آزاربخش در خواب برايت مجسّم شدند و مانند آن بسيار است كه هر كس در خود آزموده است و اللَّه ولى التوفيق[١].
[١] تعبير خواب هيچ فرمول و قاعده كلى ندارد و استلهامى است شخصى و خدا داده بمعبر كه چون خوابى را باو گويند چيزى در دل او افتد كه تعبير آن باشد و البته بايد معبر روحى پاك و پارسا داشته باشد مانند روح يوسف پيغمبر.
و گويند ابن سيرين هم بر اثر روح پارسا ذوق تعبير دريافته و در جوانى كه شاگرد بزازى بوده زنى ثروتمند بدو عاشق شده و او را ببهانه خريد پارچه بخانه خود كشيده و در برويش بسته و با همه زيبائى و طنازى از او كام دل خواسته و او چون بيچاره شده از او اجازه قضاى حاجت طلبيده و خود را بمستراح كشانده و سراپا بنجاست آلوده و نزد آن زن آمده و بر اثر نفرت باريش او را از خانه بدر كرده و رها شده و آنچه از خوابهاى تعبير شده از ابن سيرين هم رسيده مؤيد اين معنا است كه پس از شنيدن خواب بمناسبت يادآورى آيه يا روايت يا مناسبت ديگر تعبيرى بدل او افتاده و گفته درست درآمده.
بنا بر اين باين خوابنامهها و مناسبات واقع شده هيچ اعتبارى نيست و نميتوان خواب را از روى كتاب تعبير كرد بلكه بايد ذوق آن را با تزكيه نفس و پارسائى بدست آورد و خود بخود الهامى گرفت( شرح مترجم)