آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٩ - خاتمه تعبير بعضى از خوابها
است، و ابن سيرين نوى تمر (هسته خرما) را به نيت سفر تعبير كرده، و سفر جل (گلابى) را بسفر تعبير كند، و سوسن را به بدى چون آغازش سوء است با مناسبت در مورد.
و تعبير برهنمائى معنا چون تعبير اترج به نفاق براى اختلاف درون و برونش اگر در خواب چيزى نباشد كه دلالت بر مال كند و مانند تعبير گل و نرگس بكم ماندن بمناسبت مورد چون زودگذرند، و تعبير آس بماندن چون دوام دارد، روايت است كه زنى در اهواز خواب ديد شوهرش باو گل نرگس داد و بهوويش آس معبر گفت تو را رها كند و او را نگهدارد نشنيدى كه شاعر سروده عهد در نرگس نباشد عهد از آس است و بس.
و اما تعبير بضدّ چنانچه خوف تعبير بامن شود براى قول خدا «و البته بدل كند خوف آنها را به امن، ٥٥- النور» و امن بخوف و گريه بشادى در صورتى كه ناله نباشد، و خنده را باندوه جز لبخند، و طاعون را بجنگ و جنگ را بطاعون و شتاب را به پشيمانى و عشق را بديوانگى و ديوانگى را بعشق، و نكاح را بتجارت و برعكس، و حجامت را بنوشتن چك و بعكس، نقل مكان را بسفر و بعكس، و از اينجا است كه گفتهاند خواب ديدن تشنگى به از سيرابى است، و فقر به از توانگرى و زده شده و زخم خورده و كشته در خواب به از فاعل آنها است.
و بسا با كم و فزونى تعبير تغيير كند چنانچه گريه شاديست و اگر آواز و ناله دارد مصيبت است، و خنده اندوه است و اگر لبخند باشد خوبست، گردو مال گنجى است و اگر صدا داشته باشد ستيز است، روغن زدن بسر زيور است و اگر برو روان باشد اندوه است، زعفران ستايش است و اگر رنگ دهد بيمارى و اندوه است، بيمارى كه دم بسته از خانهاش برود مرگ است و اگر سخن گويد بهبوديست چند موش زنانند و اگر سفيد و سياهند روز و شبند، ماهى زنست و اگر شمارش معلوم و بسيار است غنيمت است.
و بسا تعبير خواب باختلاف وضع خواببين تغيير كند، مانند غل كه خواب