آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٥ - فرع دوم غيبگوئى
بر همان پايه است كه در بيداريست و هنگام جماع، و علّت آن ياوهسرائى طبيعىها نيست زيرا طبع مايه ندارد و وابستن بدان سرابى است بيحاصل و همانا سبب انزال اينست كه شيوه خداست كه با عقيده بانجام جماع انزال منى شود گرچه اين عقيده در خواب باشد و بىاصل باشد (پايان سخن او- قده-).
بذكر همين گفتهها بس كنيم و تحقيق و انتقاد در باره آنها را رها كنيم كه باعث درازى سخن و خروج از مقصد كتاب است و آنچه را در اين باب از اخبار منسوبه بائمّه : براى ما روشن است بگوئيم و آن اينست كه رؤيا مستند بامور پراكندهاى است.
١- روح در حال خواب حركتى بآسمان دارد يا خودش بنا بر اينكه جسم است چنانچه ظاهر اخبار است يا با جسد مثالى بنا بوجود آن در حال زندگى نيز كه روح را دو تن است اصلى و مثالى كه در بيدارى بيشتر بتن اصلى وابسته است و كمتر بتن مثالى و در خواب برعكس يا آنكه خودش پس از سستى وابستگى بتن در خواب رو بعالم ارواح كند، و اگر هم جسم باشد اين احتمال هست چنانچه برخى اخبار بدان اشارت دارد، و حركتش كنايه از رو گرداندن از اين تن است و رو آوردن بعالم ديگر و پس از حركت بهر معنا باشد در ملكوت اعلى چيزها بيند و برخى الواح تقديرات را بخواند، و اگر پاك است و روشنبين همه چيز را چنانچه نگاشته است بخواند و خوابش نياز به تعبير ندارد، و اگر دلش تيرگى مادّه را دارد و پرده شهوت چيزها را شبح مانند بيند مانند چشم بيمار و پردهدار، و استاد معبر ميتواند اشتباه او را برطرف كند.
و ممكن است خدا چيزها را در اين حال نه بصورت اصلى بلكه بصورت مناسب ديگر باو نمايد براى مصالح كثيره چنانچه آدمى مال را در خواب مار بيند، و بسا پول را بصورت عذره تا بفهمد زيانبار و پليدند و بايد از آنها دورى كرد، و بسا در هوا چيزها بيند كه خواب دروغ است و تعبير ندارد، و بسا مقصود از ديدن چيزها در هواء اموريست كه بدانها خو گرفته و شهوت خيالى و باطل است، و البته