آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٢ - فرع دوم غيبگوئى
آنكه هر كارى از توانا بديگرى سرايت كند باعتماد بر آن و در جنس اعتماد اعتقاد آفرينى نيست.
و از اين رو اگر يكى از ما روزگارى دراز فساد آورد كه در دل ديگرى عقيدهاى پديد كند نشود، و اين مطلب در جاهاى بسيار شرح شده، و تنها خداست كه در دل ما ميتواند بىسبب عقيدهاى آفريند.
و روا نباشد كه خدا در دل خواب عقيده آفريند، زيرا بيشتر عقائد او نادانيست و نمود بر خلاف واقع چون خواب بيند كه راه ميرود و سوار است و اوصاف بسيارى دارد كه هيچ كدام وجودى ندارند، و خدا تعالى نادانى نيافريند، و بايد همه اين اعتقادات از خود خواب باشد.
و در كتاب مقالات گفته: صالح قبه نامى عقيده داشته هر چه در خواب بينند حقيقت دارد، و اين نادانيست و بنادانيهاى سوفسطائيان برد، زيرا بسا در خواب بيند سرش بريده يا مرده يا بآسمان رفته و ما ميدانيم چنان نيست، و اگر نزد اين آقاى صالح رواست كه بيدار معتقد باشد سراب آبست و حقيقت دارد و چوب قائق رانى كه در آب شكسته نمايد با اينكه درست است اشتباه و غلط است بايد آن را در آدم خواب هم روا دارد كه از كمال دورتر است و بكاستى نزديكتر و چرا نگويد:
آنهم غلط است.
و سزا است كه آنچه خوابيده بخيال خود ديده سه بخش كرد: يكى آنچه بىسبب و منشأ پديد آمده دوّم آنچه از وسوسه شيطانست كه در بيخ گوش او بنهانى گويد و چيزها در بر دارد و خواب كه آنها را شنود معتقد شود كه آنها را ديده كه البته بسيار كسانى در خواب سخن سخنگوى نزديك خود را شنوند و معتقد شدند كه گفتارش را در خواب ديدند.
سوّم آنچه خدا بدل آدم خواب اندازد يا فرشتهاى را گويد تا آن را در دل او اندازد، و حقيقتش اينست كه سخنى در بن گوش خواب انجام شود و او معتقد گردد