آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٢ - فرع دوم غيبگوئى
و بدان آنچه فلاسفه را بدين سببتراشيها واداشته اتفاق آنها است بانكار فرشته و پرى، و در كتاب ارواح روشن كرديم در نفى اين چيزها شبهه و خيال درستى ندارند، و چون چنين است و گفته آنها بىدليل و مايه سفسطه است، اين قول در نهايت فساد و بطلانست، اين تمام سخن است در اين اصل.
و اما اصل دوم كه اين سخنها همه فرع اثبات ادراك حواس باطنه است ما ببرهان قاهر قاطع روشن كرديم كه هر دريافتى از نفس ناطقه است و بخشكردن دريافتها به نيروهاى جداگانه باطل است و سخنى است فاسد، و از اين بيانات ثابت شد كه سخن آنان در نهايت ضعف و تباهى است.
و حق اينست كه در اين باب وجوه بسياريست يكى اينكه نفوس ناطقه چند نوعند، و هر نوعى يك روح كلّى فلكى دارد كه علت آنست و صلاح بخش احوالش و اين روح فلكى سرچشمه آنها است، و آن را طباع تام نام نهاديم، و مانعى ندارد كه آنچه در خواب بيند و بار ديگر در بيدارى و بار سوم بالهام كار آن طباع تام او باشد، و مانعى ندارد كه او بتواند بهر شكل هوائى درآيد در هر كار خود بجسمى مناسب آن.
دوّم اينكه فرشته و پرى را ثابت دانيم و ميتوانند كارهائى ويژه كنند و بهمراه آنها بديد آدمى آيند و كارهائى كنند كه از آدمى در پرده باشند، اينست آنچه در اين باب گوئيم.
در مواقف و شرحش گفته: اما رؤيا نزد جمهور متكلمين خيالى است بيهوده چون معتزله گويند در خواب شرائط دريافت كه برابر بودن و پرتو ديد است و وساطت هواء زلال و بنيه خاص و نبودن حائل وجود ندارد تا خواب چيزى بيند، و آنچه خواب بيند ادراك نباشد و خيال باطل و وهم فاسد است، و اما نزد همكيشان ما كه براى ادراك، شرطى ندانند براى آنست كه خلاف عادت خداست كه ادراك در خوابيده آفريند و خواب ضدّ ادراك است، و رؤيا ادراك حقيقى نباشد بلكه خيالى است باطل.