آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٦ - صورتهايى كه ابرار و كاهنان و خوابيدهها و نابيناها مىبينند وجود خارجى ندارند
مجرّد و نفوس فلكيه است كه شريعت مقدسه آن را رد كرده چنانچه در جاى خود مقرّر است.
رازى در «المطالب العاليه» گويد: فلاسفه در كيفيت صدور معجزه و كرامت از انبياء و اولياء گفتند: شناختى كه نقش صور در حسّ مشترك دو راه دارد يكى اينكه حواسّ ظاهره صور محسوسات را بگيرند و بحس مشترك بدهند و در آن نقش بندند و مشهود گردند، دوم اينكه چون قوّه متخيله كه خود صورت گر است آنها را تركيب كند، بحسّ مشترك دهد و چون در آن نقش بست مشهود گردد، چون شهود صورتهاى نخست نه از اينست كه از برون آمدند بلكه اينست كه در حسّ مشترك نقش بستند و بنا بر اين بايد صورى كه از قوه متخيله هم بدان فرود آيند مشهود باشند. حس مشترك چون آينه است كه هر صورتى از هر سو در آن نقش بست مشهود است و در حسّ مشترك هم هر صورتى از هر سو نقش بست بايد محسوس گردد.
[صورتهايى كه ابرار و كاهنان و خوابيدهها و نابيناها مىبينند وجود خارجى ندارند]
چون اين را دانستى گوئيم: صورتها كه ابرار و كاهنان و خوابيدهها و نابيناها بينند در خارج وجود ندارند، زيرا اگر داشتند بايد هر كسى حس سالمى دارد آنها را بيند، زيرا چون حس سالم و چيز حاضر و ديدپذير باشد و نزديكى بيش و دورى بيش ندارد و لطيف و خرد نباشد و در برابر ديد باشد بايد دريافت شود، زيرا اگر با اين شرائط بچشم نيايد رواست در بر ما كوههاى بزرگ و آوازهاى هراسناك باشند و آن را نبينيم و نشنويم، و روا داشتن آن نادانى روشنى است و ثابت شد كه اين صور در خارج نيند، و بايد گفت: از درون در حس مشترك آمدند و قوه خيالباف آنها را ساخته و بحس مشترك انداخته و چشمگير شدند، بايد هميشه چنين باشد ولى دو مانع در ميانست.
يكم چون حس مشترك دچار صورتهائيست كه از برون گرفته شدند زمينه صورتهاى درونى را ندارد كه متخيله ميسازد، و صورتها كه او ميسازد در آن نقش نگيرند.