آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٧٧ - روايات
عليها سلام در خواب ديد كه رسول خدا ٦ او را و علي و حسن و حسين : را از مدينه بيرون برد تا از باغها درآمدند و دو راه در برابرشان برآمد و رسول خدا از راه سمت راست رفت تا جايى كه نخل و آبى بود و يك گوسفندى كه دو گوشش نقطههاى سفيد داشت خريد و فرمود: سرش را بريدند و چون خوردند همه درجا مردند، و فاطمه گريان و هراسان بيدار شد و گزارشى برسول خدا ٦ نداد.
و بامدادان رسول خدا ٦ خرى آورد و فاطمه را بر آن سوار كرد و فرمود تا امير المؤمنين و حسن و حسين : هم بيرون شدند و از مدينه درآمدند چنانچه فاطمه در خواب ديده بود و بيرون ديوارهاى مدينه دو راه شد و پيغمبر بسمت راست رفت تا آنجا كه نخل و آب بود، و گوسفند گوش نقطهدارى خريد و فرمود تا سرش را بريدند و كبابش كردند، و چون خواستند بخورند فاطمه برخاست و بگوشهاى رفت و ميگريست از ترس اينكه بميرند، و رسول خدا ٦ بدنبالش رفت تا او را جست كه گريه ميكند.
فرمود: دختر جانم تو را چه مىشود؟ گفت: من ديشب چنين و چنان در خواب ديدم، و از شما كناره گرفتم تا مردن شما را نبينم، رسول خدا برخاست و دو ركعت نماز خواند و با پروردگارش مناجات كرد و جبرئيل فروآمد و گفت: اى محمّد اين شيطانيست بنام «دهار» و همانست كه اين خواب را بفاطمه ٣ نموده و مؤمنان را در خوابشان آزار ميكند و اندوه ميخورند.
جبرئيل فرمود: تا او را نزد رسول خدا ٦ آوردند و آن حضرت بدو فرمود:
تو اين خواب را بفاطمه نمودى؟ گفت، آرى يا محمّد، پس سه بار باو تف انداخت و سه جاى سرش را شكاند، و آنگاه جبرئيل بمحمّد ٦ فرمود: اى محمّد چون خواب بدى ديدى يا مؤمن ديد، بگويد پناهم بدان كه پناهند فرشتههاى مقرب خدا و پيغمبران مرسل و بندههاى خوبش از شرّ آنچه ديدم و از خوابم، و سوره حمد و معوّذتين و قل هو اللّه أحد را بخوان و سه تف بسمت چپ بينداز كه آنچه در خواب ديدى بتو زيانى نرساند و خدا برسولش فروفرستاد «انما النجوى من الشيطان» تا