آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١١٥ - فائده پنجم در كمالات نفس و مراتبش،
فائده چهارم: نفس چگونه تعقل كند و دريابد؟
در تجريد گويد: بذات خود تعقل كند و بابزار دريابد، شارح مقاصد گفته: نزاعى ندارد كه درياب كليات در انسان همان نفس است و اما درياب جزئيات بهمان جزئى بودن نزد ما باز نفس است و نزد فلاسفه حواسّند، و آنگه پس از بيان دليلهاى دو طرف گفته: چون دريافت امور جزئى نزد فلاسفه مشروط است بپديد شدن صورت آنها در ابزار، پس چون نفس از تن جدا شد و ابزار از ميان رفت ديگر درياب امور جزئى نيست زيرا شرطش از ميان رفته ولى چون نزد ما اين ابزار شرط نيستند يا براى آنكه ادراك حصول صورت نيست نه در نفس و نه در حواسّ بلكه اشراقى است از نفس و يا براى اينكه نقش جزئيات در نفس رواست.
بلكه ظاهر قواعد اسلام اينست كه نفس پس از جدائى از تن ادراكات جزئى تازهاى دارد و از جزئيات احوال زندهها آگاه مىشود، ويژه آنان كه در دنيا با مرده آشنا بودند و از اين رو زيارت قبور سود دارد و كمك خواهى از نفوس نيكان مردهها رواست براى نزول خيرات و دفع بديها زيرا نفس پس از مرگ باز پيوندى با تن دارد و هم با خاكى كه در آن خفته، و چون زنده آن خاك را ديدار كند و بنفس مرده توجه كند ميان دو نفس ارتباط و افاضهاى باشد.
فائده پنجم: در كمالات نفس و مراتبش،
در شرح مقاصد گفته: گذشت كه واژه نيرو هم بر مبدأ تغيير و اثربخشى بكار رود هم در تغيّر و اثرپذيرى، و نيروى نفس از نظر اثرپذيرى از ما فوقش براى كامل كردن علوم و ادراكات عقل نظرى ناميده شده و باعتبار أثر بخشى آن در تن و كامل كردن جوهر آن گرچه باز بكامل كردن خود نفس برميگردد زيرا تن ابزار تحصيل علم و عمل است، عقل عملى ناميده شود.
و مشهور اينست كه مراتب نفس ٤ است، زيرا يا كمال است يا آمادگى براى كمال دارد و آن نيرومند يا ميانه يا ضعيف است، و آن مرتبه ضعيف كه صرف