ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - کاظمي، محسن - الصفحة ٤٧٨
أمتي على عهدي فلم تف لي بالعهد فيتولّى اللّه عزّ و جلّ طلب حقّها فيستوجب حسناته كلّها فلا يفي بحقّها فيؤمر به إلى النّار.
و كسى كه به زنى در مورد مهرش ظلم كند «مهرش را ندهد يا كم بدهد»، خداوند او را زناكار مىداند و در روز قيامت به او مىگويد: بندهام! با پيمان خود كنيزم را به ازدواج تو درآوردم، ولى تو به پيمان من وفا نكردى. و خداوند عزّ و جلّ خود عهدهدار گرفتن حق آن زن مىشود. و تمام كارهاى نيك آن مرد را در مقابل حق آن زن مىگيرد، ولى چون كارهاى نيك او جوابگوى حق او نيست، دستور مىدهد او را به جهنّم ببريد.
و من رجع عن شهادته و كتمها أطعمه اللّه لحمه على رءوس الخلائق و يدخله النّار و هو يلوك لسانه.
و كسى كه از شهادت خود بازگردد يا شهادت ندهد، خداوند در مقابل چشم مردم گوشت او را به خودش مىخوراند و درحالى به جهنّم مىرود كه زبانش را مىگزد.
و من كانت له امرأتان فلم يعدل بينهما القسمة من نفسه و ماله جاء يوم القيامة مغلولا مائلا شفته حتّى يدخل النّار
و كسى كه دو زن داشته باشد و در امور زناشويى، بودن با آنها و امور مالى به عدالت با آنها رفتار نكند، در روز قيامت با تشنگى و بدن كج محشور مىشود تا وقتى كه وارد جهنّم شود.
و من كان مؤذيا لجاره من غير حقّ حرمه اللّه ريح الجنّة و مأواه النّار ألا و إنّ اللّه يسأل الرّجل عن حقّ جاره و من ضيّع حقّ جاره فليس منّا.
و كسى كه به ناحق همسايهاش را اذيّت كند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مىنمايد و جايگاهش جهنّم خواهد بود. بدانيد كه بدون شك خداوند عزّ و جلّ از مرد در مورد حق همسايه مىپرسد و كسى كه حق همسايهاش را از بين ببرد از ما نيست.
و من أهان فقيرا مسلما من أجل فقره و استخفّ به فقد استخفّ بحقّ اللّه و لم يزل في مقت اللّه و سخطه حتّى يرضيه
و كسى كه مسلمان فقيرى را بخاطر فقرش خوار نمايد، به حق خداوند توهين نموده است و تا زمانى كه او را راضى نكرده، پيوسته خداوند عزّ و جلّ از او خشمگين بوده و با او سخت دشمن خواهد بود.