ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - کاظمي، محسن - الصفحة ٣٤٤ - ثواب دوست داشتن فرزند
رحمك اللّه نعم الخارج خرجت معي من قبري ما زلت تبشّرني بالسّرور و الكرامة من اللّه عزّ و جلّ حتّى رأيت ذلك فمن أنت فيقول له المثال أنا السّرور الذي كنت تدخله على أخيك المؤمن في الدّنيا خلقني اللّه منه لأسترك [لأسرّك].
... راوى مىگويد: نزد امام صادق ٧ بودم. سخن از مؤمن به ميان آمد. آن حضرت ٧ به من رو كرده و فرمودند: اى ابا الفضل! نمىخواهى درباره مقام مؤمن نزد خداوند برايت سخن بگويم؟ عرض كردم چرا، بفرماييد. فرمودند: هنگامى كه خداوند روح مؤمن را گرفت: دو فرشته مراقب اعمالش به آسمان رفته و به پيشگاه خداوند عرضه دارند: خدايا فلان بندهات بنده خوبى بود. در طاعت تو شتابان و در نافرمانيت كند بود. و اكنون آن را به سوى خود بردهاى. در اين حال چه دستورى مىفرمايى؟ خداوند به آنها دستور مىدهد: به دنيا بازگشته و در كنار قبر بندهام باشيد. مرا تحميد، تسبيح، تهليل و تكبير نموده و اين اعمال را براى بندهام بنويسيد تا او را از قبرش برانگيزم. آنگاه حضرت ٧ فرمودند: نمىخواهى بيشتر برايت بگويم. عرض كردم چرا، بفرماييد فرمودند: هنگامى كه خداوند مؤمن را از قبرش برمىانگيزد، مثالى همراه با او از قبر بيرون آمده و در جلو او حركت مىكند و هرگاه كه مؤمن ترسى از ترسهاى قيامت گرفتار مىشود، آن مثال به او مىگويد: اندوهگين مباش و نترس و به سرور و بزرگداشت خداى عزّ و جلّ تو را بشارت باد و پيوسته او را به سرور خداى عزّ و جلّ مژده مىدهد تا در پيشگاه خداى بزرگ بايستد. آنگاه خداوند حساب آسانى از او كشيده و دستور مىفرمايد: او را به بهشت ببريد- در اينجا نيز مثال همراه اوست. مؤمن به او مىگويد: تو مثال خوبى هستى كه از قبر با من بيرون آمدى و پيوسته مرا به سرور و بزرگداشتى از جانب خداى عزّ و جلّ مژده دادى تا جايى كه آن را با چشم خود ديدم. تو كيستى؟ مثال مىگويد: من همان سرورى هستم كه آن را در دنيا در دل برادر مؤمنت وارد ساختى. خداوند مرا از آن آفريد تا تو را مژده دهم.
ثواب دوست داشتن فرزند:
أبي رحمهم اللّه قال حدّثني محمّد بن يحيى العطّار عن محمّد بن أحمد عن العبديّ عن أبن أبي عمير عن أبي عبد اللّه ٧ قال أنّ اللّه عزّ و جلّ يرحم الرّجل لشدّة حبّه لولده.
... امام صادق ٧ فرمودند: همانا خداى عزّ و جلّ براى اينكه مردى به فرزندش بسيار محبت دارد، به او ترحم خواهد نمود.