ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - کاظمي، محسن - الصفحة ٤٧٤
در اين هنگام امام على ٧ برخاست و عرضه داشت: اى رسول خدا! پدر و مادرم فداى تو باد.
انسان چگونه مىتواند با اخلاص شهادت بدهد و چيز ديگرى را با آن مخلوط ننمايد؟ آن را توضيح بدهيد تا براى ما روشن شود.
فقال نعم حرصا على الدّنيا و جمعها من غير حلّها و رضى بها و أقوام يقولون أقاويل الأخيار و يعملون عمل الجبابرة و الفجّار فمن لقي اللّه و ليس فيه شيء من هذه الخصال و هو يقول لا إله إلّا اللّه فله الجنّة فإن أخذ الدّنيا و ترك الآخرة فله النّار- و من تولّى خصومة ظالم أو أعانه عليها نزل به ملك الموت بالبشرى بلعنة اللّه و نار جهنّم خالدا فيها و بئس المصير
فرمودند: منظور اين است كه بر دنيا حريص نباشد، از راه حرام آن را جمع نكرده و به آن راضى نشود. عدّهاى سخن نيكوكاران مىگويند، ولى عمل گردنكشان را انجام مىدهند.
بنابراين، كسى كه خداوند را درحالى ملاقات كند كه هيچكدام از اين خصوصيات را نداشته باشد و «لا إله إلّا اللّه» بگويد، بهشت از آن اوست. و كسى كه دنيا را بگيرد و آخرت را رها كند، جهنّم از آن اوست. و كسى كه از طرف ظالمى دشمنى كند يا او را در دشمنى يارى دهد، فرشته مرگ با بشارت به لعنت خدا، ماندن هميشگى در آتش جهنّم كه عاقبت بدى است، به سراغ او خواهد آمد.
و من خفّ لسلطان جائر كان قرينه في النّار.
و كسى كه براى حاجتى خود را براى سلطان ستمكارى سبك و آماده نمايد، در جهنّم همراه او خواهد بود.
و من دلّ سلطانا على الجور قرن مع هامان و كان هو و السّلطان من أشدّ أهل النّار عذابا.
و كسى كه سلطانى را در ستمگرى راهنمايى كند، با «هامان» همراه شده و عذاب او و آن سلطان از سختترين عذابهاى اهل جهنّم است.
و من عظّم صاحب دنيا و أحبّه لطمع دنياه سخط اللّه عليه و كان في درجته مع قارون في الباب الأسفل.
و كسى كه دنيادار را به طمع دنيا بزرگ و عزيز داشته و او را دوست بدارد، خداوند بر او غضبناك شده و با «قارون» در تابوت زيرين جهنّم در يك درجه خواهد بود.