ترجمه ثواب الأعمال و عقاب الأعمال شيخ صدوق - کاظمي، محسن - الصفحة ٤٠٠ - مجازات زكات ندادن
و أبل أو بقر أو غنم يمنع زكاة ماله إلا حبسه اللّه يوم القيامة بقاع قرقر يطؤه كلّ ذي ظلف بظلفها و ينهشه كلّ ذي ناب بنابها و ما من ذي مال نخل أو كرم أو زرع يمنع زكاتها إلا طوّقه اللّه ريعة أرضه إلى سبع أرضين إلى يوم القيامة.
... امام صادق ٧ فرمودند: هيچ مالدارى نيست كه زكات طلا يا نقره خود را نپردازد، مگر اين كه خداوند در روزى قيامت او را در دشت صاف و نرمى زندانى نموده و اژدهايى را كه از تجمع زهر در سرش موى سرش ريخته است (نشان از اينكه زهرش كشندهتر است)، بر او مسلّط مىنمايد. آن اژدها به دنبال او مىرود و او فرار مىكند و هنگامى كه مىبيند نمىتواند فرار كند، دستش را به سوى اژدها مىبرد و او همانگونه كه ترب را گاز مىزند و مىخورد، دستش را گاز زده و مىخورد. و در نهايت دور گردنش چنبر مىزند و اين همان فرمايش خداوند عزّ و جلّ است: (در روز قيامت اموالى كه با آن بخل مىورزيدند، طوق گردنشان مىشود) و هيچ مالدارى نيست كه زكات شتر، گاو يا گوسفند خود را ندهد، مگر اينكه خداوند در روز قيامت او را در دشت صاف و نرمى زندانى نموده و هرحيوان سمدارى او را لگدكوب كرده و هرجانور نيش دارى به او نيش مىزند و هيچ مالدارى نيست كه زكات نخل، انگور و زراعت خرما، كشمش، گندم و جو خود را ندهد، مگر اينكه خداوند زمينش را تا عمق زمين هفتم تا روز قيامت طوق گردنش مىنمايد.
٤. و بهذا الإسناد عن أحمد بن أبي عبد اللّه عن أبيه عن صفوان بن يحيى عن داود عن أخيه عبد اللّه قال بعثني أنسان إلى أبي عبد اللّه ٧ زعم أنّه يفزع في منامه يرى أمرأته تأتيه فيصيح حتّى سمع الجيران فقال أبو عبد اللّه ٧ أذهب فقل له أنّك لا تؤدّي الزّكاة فقال بلى و اللّه أنّي لأؤدّيها قال فقل له أن كنت تؤدّيها فإنّك لا تؤتيها أهلها.
... راوى مىگويد: شخصى مىپنداشت در خواب از زنى مىترسد و مىگفت: از ترس آن فريادى كشيدم كه همسايهها شنيدند. او براى حل مشكلش مرا خدمت امام صادق ٧ فرستاد. امام صادق ٧ فرمودند: به او بگو شايد زكات نمىدهد. او در جواب من گفت: محققا و به خدا سوگند كه زكات مىدهم. آن حضرت ٧ دوباره فرمودند: به او بگو اگر زكات هم مىدهى، حتما به اهل آن نمىدهى.
٥. و ذكر أحمد بن أبي عبد اللّه أنّ في رواية أبي بصير قال سمعت أبا عبد اللّه ٧ يقول