فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣٢ - ششم - غارمينبدهكاران
و بعد بفهمد كه آن بدهكار قرض را در معصيت مصرف كرده است، چنانچه آن بدهكار فقير باشد، زكات دهنده مىتواند آنچه را به او داده است بابت زكات سهم فقراء حساب كند؛ ولى احتياط واجب آن است كه اگر از آن معصيت توبه نكرده است و حاضر به توبه كردن هم نمىشود، چيزى را كه به او داده است بابت زكات حساب نكند.
١٩٦- كاسب بدهكارى كه مىتواند به تدريج بدهى خود را اداء نمايد، در صورتى كه طلبكاران طلب خود را مطالبه كرده باشند و او نتواند طلب آنها را پرداخت كند، جائز است از سهم غارمين براى اداء بدهيش به او زكات داده شود؛ ولى اگر طلبكاران طلب خود را مطالبه نكرده باشند و الزام ديگرى هم در كار نباشد، بنابر احوط نبايد از اين سهم- سهم غارمين- براى اداء دينش به او زكات بدهند.
١٩٧- كسى كه از سهم غارمين به عنوان اداء دين زكات گرفته است، چنانچه بعداً معلوم شود كه در راه معصيت بدهكار شده است يا زكاتى را كه به او دادهاند در غير دين مصرف كرده است يا اصلًا بدهكار نبوده است يا بدهكار بوده ولى طلبكار ذمّهاش را برىء نموده است، در همه اين موارد بايد چيزى را كه به او دادهاند از او پس بگيرند؛ ولى اگر فقير است، جائز است آنچه را كه از سهم غارمين به او دادهاند، به عنوان زكات سهم فقراء بر او حساب كنند.
١٩٨- كسى كه معلوم نيست قرض دارد، اگر بگويد بدهكار هستم، احوط آن است كه از سهم غارمين به او زكات ندهند، هرچند طلبكار او را تصديق نمايد؛ مگر اينكه از قول او اطمينان حاصل شود يا بر گفتار خود بيّنه اقامه نمايد.
١٩٩- كسى كه به زكات دهنده بدهكار است، زكات دهنده مىتواند طلب خود را به عنوان زكات از سهم غارمين بر او حساب كند؛ و چنانچه از سهم غارمين بر او حساب كرد، جائز است آن زكات را كه متعلق به آن مديون است از بابت طلب خود محاسبه كرده و تصرف نمايد، بدون اينكه آن را به مديون بدهد، و بدون اينكه مديون او را وكيل در قبض و تصرف آن زكات كرده باشد؛ و لازم نيست به مديون خبر بدهد كه زكات را بر او حساب كرده است.