فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٠٢ - پنجم - روزه گرفتن
لِلَّهِ عَلَيَّ أَنْ أَعْتَكِفَ بِشَرْطِ أَنْ يَكُونَ لِيَ الرُّجُوعُ مُطْلَقاً»،[١] يا بگويد: لِلَّهِ عَلَيَّ أَنْ أَعْتَكِفَ بِشَرْطِ أَنْ يَكُونَ لِيَ الرُّجُوعُ عِنْدَ عُرُوضِ كَذا».[٢]
و در اين صورت طبق شرطى كه كرده است، مىتواند اعتكاف مزبور را بهم بزند؛ و لازم نيست شرطى را كه كرده است در هنگام نيت اعتكاف تكرار نمايد؛ هرچند تكرار آن احوط است.
٢٠- هرگاه كسى در هنگام نيت اعتكاف، بهم زدن آن را شرط كند، چنانچه اعتكاف را بهم بزند لازم نيست آن را از سر بگيرد يا قضاء آن را بجا آورد.
٢١- معتكف نمىتواند در حال نيت اعتكاف، جواز رجوع از اعتكاف به اعتكاف ديگر يا جواز بهم زدن اعتكاف فرد ديگر- مانند فرزند و همسر و عبد و ...- را شرط نمايد.
٢٢- معلق كردن اعتكاف در هنگام نيّت به چيزى كه حصول آن معلوم نيست جائز نمىباشد، مثلًا در حالى كه نمىداند رفيقش معتكف شده است يا نه نيّت كند كه اگر رفيقم اعتكاف كرده من هم اعتكاف مىكنم؛ اما تعليق آن به چيزى كه يقين به حصولش دارد اشكال ندارد، مثلًا با اينكه يقين دارد رفيقش معتكف شده است نيت كند اگر رفيقم معتكف باشد من هم اعتكاف مىكنم، زيرا اين در حقيقت تعليق نيست.
پنجم- روزه گرفتن:
٢٣- اعتكاف بدون روزه صحيح نيست، پس مريض و مسافر و ديگر كسانى كه نمىتوانند روزه بگيرند، جائز نيست اعتكاف كنند؛ بلى، اگر مسافر نذر كند كه در سفر روزه بگيرد، در اين صورت مىتواند در حال مسافرت اعتكاف نمايد.
٢٤- همانطور كه در فقره (٣) از همين بخش بيان شد، اعتكاف بايد در ايامى باشد
[١] - براى خدا بر من است كه اعتكاف كنم، به شرط اينكه هر وقت كه بخواهم بتوانم آن را بهم بزنم.
[٢] - براى خدا بر من است كه اعتكاف كنم، به شرط اينكه بر فرض عروض فلان عارضه بتوانم آن را بهم زنم.