در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣٨٣ - هدف هاى سوره
پس «ناشئة الليل» يعنى پديده شب، و اين خود تعبير زيبايى است؛ مانند صحنه شب، افسانه شب، غول شب و غيره، اما اگر بهجاى اين تعبير فقط گفته مىشد «إنّ الليل» آن زيبايى را نداشت.
ثانياً: در اين آيه مباركه پديده شب به انسان مصمم و مقاومى تشبيه شده است كه با قدمهاى محكم و ثابت به سوى هدف پيش مىرود و استوارى قدمهايش از تصميم درونى و مقاومت شگرف روحى او حكايتها دارد؛ در اين تشبيه به سبك «استعاره بالكناية»، مشبه به حذف شده و لوازم و مناسبات وى بر مشبه كه ليل است بار شده است: «هى أشدّ وطأً».
و همچنين در تعبير دوم «و أقوم قيلا» شب به يك سخنران متفكر و قوى كه قدرت استدلال و استحكام نطقش نشان روشنى ازانديشههاى بلند اوست تشبيه شده، در اين جا نيز به همان سبك «مشبه به» محذوف و «مشبه» مذكور و مناسبات و لوازم مشبه به، به مشبه نسبت داده شده است و اين همان چيزى است كه نظايرش در كلمات ادبا و شعراء مشهود است، مانند:
| شب سراسيمه بساط خود را | جمع مىكرد و پريشان مىرفت | |
| آن همه گوهر رخشنده كه داشت | دور افكنده شتابان مىرفت | |
| شب كه ترسآور و وحشت افزاست | كس ندانست چرا مىترسيد | |
| شب تاريك كه دل لرزاند | وحشتى داشت از آن مىلرزيد | |
| در پس پرده شب روز چو ديد | آن همه محنت جانفرسا را | |
| پا بپا كرد و نمىرفت جلو | داشت در سلسله گويى پا را | |
| شب نمىخواست كه مردم گويند | چه بلا خيز شب تارى بود | |
| روز هم داشت سر از شرم به پيش | كه نگويند سيهكارى بود | |