در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٩٢ - چگونگى تعليم قرآن
أُوْلَئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُ[١]؛ اينها مثل چهار پاياناند و شايد بدتر و گمراهتر از آنها. همان انسانى كه خداوند ميفرمايد: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ، در اينجا ميفرمايد: عدهاى از آنان مانند گاو و الاغ هستند. اين آيات نشان ميدهند كه انسان همانطور كه ميتواند تكامل پيدا كند، سقوط و تنزّل هم ميكند. اين آيه (خلق الإنسان)، در ضمن، پاسخى است به آن دهريونى كه ميگفتند: ما يهْلَكْنا إِلّا الدَّهْرُ؛ يعنى ما به صورت اتفاقى پديد آمدهايم و روزگار نيز ما را هلاك ميكند. خداوند ميفرمايد: دهر تو را پديد نياورده است، بلكه آن خدايى كه قرآن را نازل كرده شما را نيز خلق كرده است. همين خداوند دوباره وقتى استخوانهاى شما پوسيد و تبديل به خاك شد، بار ديگر شما را خلق ميكند.
آيه چهار
عَلَّمَهُ الْبَيانَ
و خداوند به انسان سخن گفتن آموخت. سومين نعمت الهى، نعمت تكلم است. اگر بپرسند كه بعد از قرآن و خلقت انسان، سومين نعمت چه ميتواند باشد، هر كس ممكن است جوابى بدهد: يكى بگويد هواپيما، ديگرى بگويد كشتى، الكترونيك، تلفن همراه، و ...، ولى خداوند ميفرمايد همين حرف زدن شما، سومين نعمت بزرگ الهى
[١]. سوره اعراف، آيه ١٧٩.