در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٨٩ - چگونگى تعليم قرآن
خوانى ميكند و هر كس هر خواستهاى داشته باشد ميتواند برآورده كند. ساى بابا هندو است. يك شخصى ميگفت من به ديدار ساى بابا رفته بودم. وقتى آمد از جلوى ما رد شود ديدم كه قيافه خيلى بدى دارد و موهاى او ژوليده و چهرهاش كثيف است. من از او بدم آمد و پيش خود از او متنفر شدم. وقتى داشت رد ميشد همين كه روبروى من رسيد، ايستاد و گفت: گويا تو از من بدت ميآيد. بعد شروع كرد اطلاعات شخصى مرا بيان كردن: اسم تو فلان است و پدرت فلان كاره و مادرت چه و خلاصه حدود نيم ساعت از مسائل شخصى زندگى من صحبت كرد و يك كلمه هم دروغ نگفت؛ همهاش راست بود. باز نقل ميكرد هر كس از ساى بابا حاجتى درخواست كند برآورده ميكند. يكى ميگويد من اتومبيل ميخواهم و ساى بابا همانجا يك اتومبيل برايش ظاهر ميكند و ديگرى ميگويد من طلا ميخواهم و او دستش را به طرف آسمان ميبرد و از هوا طلا ميگيرد و به او ميدهد. اين ساى بابا الآن زنده است و نميتوان گفت كه همه كارهايش حقهبازى و دروغ است. البته ساى بابا را نميتوان به آسانى ديد. آقاى سيد محمود شاهرودى ميگفت من در سفرى به هندوستان خواستم ساى بابا را ببينم ولى او حاضر نشد با من ملاقات كند. او پيش كسى نميرود و هر كسى خواست بايد پيش او برود. آفاى سيد حسن خمينى نيز ميگفت من رفتم و ساى بابا را ديدم. خانه اين آدم هميشه پر از جمعيت است و هندوها او را ميپرستند. خوب، اين يك انسانى است كه واقعيت دارد و داراى پيچيدگىهاى بسيارى است.
بنابراين، دومين نعمتى كه خداوند عنايت فرموده، خلقت انسان