در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٥٧ - هدف هاى اين سوره
مىرود، با كلمه «نه» بطلان اين فكر و عمل را اعلام مىكند و سپس به گفتن آنچه حق است شروع مىكند.
«لَنَسْفَعاً»، ريشه آن «سفع» بوده و متكلم مع الغير است همراه با «لام» و «نون تأكيد خفيفه»، و در لغت به معنى «گرفتن»، «كشيدن»، «داغ و سيلى زدن» و «سياه شدن» است.
«نادى»، به محلى كه اهلش در آن جمع هستند و نيز به جليس و همنشين انسان گفته مىشود.
«زبانِية» به معناى مأموران و ملائكه غلاظ و شداد مىباشد.
در اين آيات مباركه سرانجام عاقبت زشت طاغيان را با لحنى قاطع و خشمگين بيان مىفرمايد و پس از آنكه با «كلّا» عمل و فكر و حركت آنان را نفى و ردع مىكند، تهديد مىكند كه اگر باز نايستند گرفتار خواهند شد، مانند اسب سركشى كه فرمان نمىبرد، پس براى رام كردن او موى پيشانىاش را مىگيرند و مىكشند، در اين صورت او عاجز و ناتوان مىگردد و جز تن دادن به سرنوشت شوم خود چارهاى ندارد.
آنگاه مىگويد: آن پيشانى دروغگو و خطاكار است. نسبت كذب و خطا بر پيشانى كه عضو رئيسه انسان است، تعبيرى معمول و مرسوم است، به اين معنى كه در مقام بيان، عضو رئيسه را ذكر كرده و كلّ وجود انسان را اراده مىكنند.
امر بر ندا و خواندن محفليان از باب تعجيز است و يادآورى اين كه در آن روز كسى به كمك او نمىشتابد و اگر بشتابد سودى به حال او ندارد. حال سؤال اين است كه آيا اين آيات، مربوط به عذاب