در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤٥٦ - هدف هاى اين سوره
نيست؛ در حالى كه با تأمل در وضع اوّل بعثت معلوم مىگردد كه پيش از نزول نخستين سوره قرآن و مأموريت پيامبر (ص) به رسالت، ايشان نبى بودهاند و نماز هم مىخواندهاند، و اين دليل نمىشود كه پيغمبر قبلا نماز نمىخواندهاند، گرچه نماز پيشين ايشان بدين شكل و تفصيل كه بعداً مأمور شدند، نبوده است. و كلمه «كلّا» كه در اوّل آيه ششم آمده است، نيز با نزول جداگانه نمىسازد.
آيات پانزده الى نوزده
كَلَّا لَئِن لَّمْ ينتَهِ لَنَسْفَعًا بِالنَّاصِية* نَاصِية كَاذِبَة خَاطِئَة* فَلْيدْعُ نَادِيه* سَنَدْعُ الزَّبَانِية* كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِبْ؛ نه، اگر باز نايستد مىگيريم و مىكشيم آن پيشانى را. پيشانى دروغگو و خطاكار را. پس او محفليان خود را ندا دهد. ما نيز بزودى مأموران خود را ندا خواهيم داد. نه، گوش به او فرا نداده و از او فرمان نبر. خدا را سجده كن و به خدا نزديك شو.
«كلّا» حرف ردع و زجر است، تنبيه به بطلان فكر يا كلامى مىكند، و جمله بعد از آن نشان مىدهد كه از چه چيز ردع مىكند و اين به معنى همان كلمه «نه» است كه ما در گفتارمان استعمال مىكنيم مانند «نه، مطلب بالاتر از اين است»، يا «نه، مطلب غير از اين است».
در اينجا «كلّا» كسى را ردع و نفى مىكند كه طغيان را انتخاب كرده است و از هر عمل صوابى نهى مىكند و تكذيب حق و پشت كردن به حقيقت را پيشه خود ساخته و فكر مىكند به راه راست