در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٤١٨ - برنامه هاى خودسازى پيامبر
أَصْحَابَ النَّارِ إِلَّا مَلَائِكَة وَمَا جَعَلْنَا عِدَّتَهُمْ إِلَّا فِتْنَة لِّلَّذِينَ كَفَرُوا لِيسْتَيقِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَيزْدَادَ الَّذِينَ آمَنُوا إِيمَانًا وَلَا يرْتَابَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْمُؤْمِنُونَ وَلِيقُولَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْكَافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا كَذَلِكَ يضِلُّ اللَّهُ مَن يشَاء وَيهْدِي مَن يشَاء وَمَا يعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلَّا هُوَ وَمَا هِي إِلَّا ذِكْرَى لِلْبَشَرِ
از اين آيات شريفه به روشنى دانسته مىشود كه سخن درباره يك شخص حقيقى و يك رويداد واقعى اجتماعى است كه تحقق پيدا كرده و آثارى داشته است و بدون اين كه از آن شخص نام ببرد، موقعيت مالى و خانوادگى و موقعيت كارى و وضعيت روحى او را گوشزد مىكند، سپس عكس العمل زشت و ناپسند و لجاجت و ايستادگى او را در برابر حق و خدا و بالاخره سخن پوچ و بىاساس او را- كه به جهت حفظ موقعيت اجتماعيش علىرغم عقيده و باورش بر زبان آورده- توضيح مىدهد سپس از گرفتارى و فشارى كه در كمين اوست و عذاب خداوند كه گريبانگير اينگونه اشخاص مىشود، سخن مىگويد.
مفسرين همگى اتفاق نظر دارند كه اين آيات درباره «وليد بن مغيره مخزومى» نازل شده است. وليد مردى ثروتمند و مالاندوز بود، اولاد فراوان داشت؛ ده فرزند داشت و همه در مكه بودند، او مردى بود از سياسيون و نامداران قريش و از مخالفين سرسخت اسلام و از كسانى كه رسولالله (ص) را استهزاء مىكرد.
آن روزها پيامبر در حجر اسماعيل مىنشست و قرآن مىخواند.