در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٣١٧ - رابطه فطرى انسان با خدا
سپس برخى حيوانات باهوشتر شدند و بعضى از آنها به وجود انسانى جهش يافته و انسان شدهاند و اين تكامل همچنان ادامه دارد.
البته قول سومى هم وجود دارد كه مىگويند بشر، نوع مستقل است و اين نوع مستقل تا ازل سير قهقرايى دارند. شما هر چه جلوتر برويد، قبل از آنها نيز پدر و مادرى بودهاند و از آنها متولد شدهاند. اگر سؤال كنيد كه پس داستان آدم در قرآن را چه ميگوييد؟ گفته ميشود كه روايات زيادى ذيل آيه خلقت انسان وجود دارد كه ميگويند: آدم، اولين بشر روى زمين نبوده است و الّا ملائكه از كجا ميدانستهاند كه اينها خونريزى و فساد مىكنند. در روايت آمده است كه از حضرت ميپرسند: قبل از آدم چه بود؟ حضرت جواب ميدهند: آدم ديگرى بود. باز ميپرسند كه قبل از او چه بود و باز ميفرمايند: آدمى ديگر و هر چه سؤال مىكنند باز همين جواب را ميشنوند.
مسئله خلقت، پيچيده و مبهم است؛ نه علم جواب دقيقى ارائه كرده است و نه دين. ما اجمالًا ميدانيم كه از خاك خلق شدهايم اما چگونگى آن براى ما مجهول است. مولوى درباره سير خلقت انسان اشعارى دارد كه ظاهرش با حرف داروين هماهنگ است؛ هر چند ممكن است منظور او چيز ديگرى باشد:
| از جمادى مردم و نامى شدم | و از نما مردم ز حيوان سر زدم | |
| مردم از حيوانى و آدم شدم | پس چه ترسم كى ز مردن كم شدم | |
| بار ديگر از ملك پران شوم | آن چه در وهم نايد آن شوم[١] | |