در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ٢٥٩ - برخورد اسلام با برده دارى
اگر كسى با آيات قرآن كريم و فقه اسلامى آشنا باشد مىداند كه حتى آزاد كردن برده در برخى موارد واجب شده است. در مواردى همچون كفاره روزه ماه رمضان[١] و كفاره قتل[٢] علاوه بر قصاص يا ديه، آزاد كردن بنده اولين كفارهاى است كه ذكر مىشود و موارد ديگر در صورتى است كه از آزاد كردن بنده متعذر باشد.
بالأخره پيامبر اكرم (ص) در زمانى زندگى مىكردند كه برده دارى رايج و مورد اصرار بود و معقول نبود كه به يك باره دستور آزادى همه بردگان صادر شود. كارى كه اسلام انجام داد حذف تدريجى برده دارى بود، لذا زمانى كه بردهدارى در ميان مسلمانان جمع شد، هنوز در ميان اروپاييان و آمريكائيان مرسوم بود.
علاوه بر اين، اسلام بيش از همه اقوام و اديان ديگر به حقوق بردگان توجه داشت. در زمان عمر كسى به وى شكايت كرد كه بردههاى فلانى، شتر مرا كشته و خوردهاند. عمر دستور داد آن بردهها و ارباب آنها را احضار كردند. از آنها پرسيد آيا شما شتر اين مرد را كشتهايد؟ گفتند آرى، چون گرسنه بوديم. عمر به جاى اين كه بردهها را مجازات كند ارباب آنها را مجازات كرد و گفت چرا به بردههايت رسيدگى نكردهاى و آنان گرسنه ماندهاند.[٣]
اهميت به بردگان تا اندازهاى بود كه برخى از آنها درس خواندند و به مقام اجتهاد و فتوا رسيدند.
[١]. شيخ طوسى، الخلاف، ج ٢، ص ١٨٦.
[٢]. صدوق، المقنع، ص ١٨٠.
[٣]. صنعانى، المصنف، ج ١٠، ص ٢٣٩.