در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٢٧ - منشأ پيدايش خانواده
و زمين را مىدانم؟! و نيز ميدانم آنچه را شما آشكار ميكنيد و آنچه را پنهان ميداشتيد.
خداوند در اينجا از همان ابتدا شروع كرده است كه اراده فرمود انسان را خلق كند. اول با فرشتگان مشورت مىكند و آنها جواب مساعدى نمىدهند و مىگويند انسان خونريز است و فساد مىكند. خدا مىفرمايد من چيزى مىدانم كه شما به آن آگاه نيستيد. پس آدم را خلق فرمود و اسماء را به او تعليم كرد و سپس از فرشتگان پرسيد اينها چيست؟ گفتند: ما آنچه را كه شما نفرمودهايد نمىدانيم. به آدم گفت بگويد و آدم آنها را براى فرشتگان بيان كرد. آنگاه خدا فرمود آيا به شما نگفتم كه من به همه چيز آگاهى دارم؟ هم ظاهر شما و هم باطن شما را مىدانم. الفاظى را كه مىدانيد مىدانم و نياتى را كه داريد مىدانم.
پيرامون آيات فوق سؤالات متعددى مطرح است كه تا كنون هيچ كس پاسخ آنها را به درستى نفهميده است. از جمله اين كه چرا خداوند با فرشتگان مشورت كرد؟ چرا فرشتهها مخالفت كردند؟ مقصود از اسمائى كه خداوند به آدم ياد داد و بعد از فرشتگان پرسيد و آنها نتوانستند جواب دهند، چيست؟ اين كه خداوند به آدم فرمود اسماء را به فرشتگان بگو و او گفت، چه چيزى را ثابت مىكند؟
بعد در آى ديگر خداوند به فرشتگان امر فرمود كه به آدم سجده كنيد و همه- جز شيطان- سجده كردند. به شيطان فرمود چرا سجده