در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١٢٤ - «خانواده در قرآن»
ى
افتن راه حل بر مىآيد؛ در حالى كه اين راهها در بسيارى مواقع بىنتيجه و بىحاصل است. پس بجا و شايسته است به همان راهى باز گرديم كه خدا و رسول فرمودهاند تا مشكلات خود را حل كنيم. بخصوص آن كه ما خود را مسلمان مىدانيم و قرآن را كلام خداوند، و خداوند را حكيم و عادل مىدانيم.
همچنين بايد توجه داشته باشيم كه قرآن را با دقت مطالعه و قرائت كنيم؛ چرا كه انسان هرگاه پيرامون يك مسأله با دقت قرآن را مىخواند، به نكاتى تازه بر خورد مىكند كه گويا براى اولين بار است آن آيه را قرائت مىكند، يا گويا به تازگى قرآن نازل شده است و اين موضوع به تجربه براى خود من ثابت شده است.
نكت ديگرى كه بايد به آن توجه كرد اين كه مشكلات خانواده نظير مشكلات اقتصادى، فرهنگى، عدم تفاهم ميان اعضاى خانواده و ... معمولًا در همه خانوادهها وجود دارد و فراگير است. به گواهى تاريخ گاهى اين مشكلات در خانواد انبياء و ائمه عليهمالسلام هم به وجود مىآمده است. به عنوان مثال عمر الاطرف پسر حضرت على (ع) است. حضرت على (ع) فرزندان متعددى با شخصيتهايى متفاوت داشتهاند. امام حسن و امام حسين عليهما السلام فرزندان آن حضرتاند، حضرت عباس پسر ايشان است، محمد حنفيه فرزند ايشان است، عمر الاطرف هم پسر امام على (ع) است. آنها هر كدام يك پسر هستند، اين هم يك پسر است. در حالات او نوشتهاند كه در كربلا نبوده، اصلًا گويا امام حسين (ع) چنين برادرى نداشتهاند! پس از باز گشت اسرا به مدينه هم نامى از او ذكر نشده است وقتى