در پرتو وحى - موسوى اردبيلى، سيد عبدالكريم - الصفحة ١١١ - حروف زائده
به نظر مىرسد احتمال دوم قوىتر است، يعنى بيان مىكند سورهاى همانند سورههاى قرآن را بياوريد.
بحث ديگر اين كه مرجع ضمير (من مثله) چيست؟ شايد به «ما» در (مما نزلنا) برگردد، زيرا در آيات ديگر آمده فَأْتُواْ بِسُورَة مِّثْلِهِ عدهاى هم قائلند كه مرجع ضمير (عبدنا) است، يعنى همان طور كه فردى امى، قرآنى در اوج فصاحت و بلاغت آورد، شما نيز فردى امى را بيابيد كه سورهاى مانند اين قرآن را بياورد.[١] اما اين نظر صحيح نمىباشد، زيرا در ادامه آيه مىفرمايد: وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ، گواهان خود را بجز خداوند بخوانيد يا وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ[٢] بجز خداوند هر كسى را توانستيد دعوت كنيد (من استطعتم) هم شامل امّى و هم غيرامّى مىشود.
علامه طباطبايى مىفرمايد: اگر مرجع ضمير (مما نزلنا) باشد براين نكته دلالت مىكند كه تمام قرآن معجزه است حتى كوچكترين سورهها همانند كوثر.[٣]
حروف زائده
اگر بپذيريم كه در قرآن حروف زائده وجود دارد آيا اين مخلّ به فصاحت و بلاغت قرآن نيست؟ خير، زيرا با توجه به قواعد حاكم در زبان عربى و وجود داشتن حروف زائد در زبان عرب، در قرآن كريم نيز حروف زائد وجود دارد و اين نه تنها مخلّ به فصاحت و بلاغت نيست
[١]. طبرسى، مجمع البيان، ج ١، ص ١٥٧.
[٢]. سوره يونس، آيه ٣٨.
[٣]. طباطبايى، الميزان، ج ١، ص ٥٨.