صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٦ - پرهيز از تفرقه و گروهگرايى
با اشخاصى كه منافعشان در خطر بود، منافع حياتشان در خطر بود و پشتيبان او بودند. هيچ كس نتوانست اين را نگهش دارد. ما تا اينجا آمدهايم، پس ما يك فاتحى هستيم كه در نيمه راهيم، از اينجا به بعد چه بكنيم كه اين فتح را به آخر برسانيم، حفظ كنيم اين فتح را، اين پيروزى را حفظ كنيم؟ مثل هيتلر نشويم كه بين راه بَرَش گرداندند، تو دهنش زدند بَرَش گرداندند و محتاج به خودكشى شد! آنچه كه بايد بكنيم اين است كه همين رمز را، همين دو تا كلمه را، حفظ كنيم: يكى جدا نشويم از هم.
و الآن دستهايى در كار است كه مىخواهند اين رمز را از دست ما بگيرند، دستهاى زياد، دستهايى كه مع الأسف اغفال كردهاند دوستان ما را؛ نه همان دشمنها، دوستان را هم اغفال كردهاند؛ و دارند بذر نفاق و جدايى را در اين مملكت پخش مىكنند. اين مملكتى كه از مركز تا سرحَدّات همه جا يك كلمه مىگفتند، مىگفتند: «جمهورى اسلامى». يك كلمه مقدمه او بود: مىگفتند كه اين رژيم نه، از مركز اين بود تا سرحَدّات، از هر طرف بروى، هر جا مىرفتى، همين كلمه بود. فهميدند آنهايى كه مىخواهند غارت كنند ما را كه رمز پيروزى ما اين وحدت كلمه بود و مقصد، يك مقصد بودن، هر كس يك طرف نمىكشيد، همه يك چيز مىگفتند، همه مىگفتند «جمهورى اسلامى». حالايى كه ما رسيدهايم به اينجا، الآن آنهايى كه اين معنا را لمس كردند كه اين وحدت كلمه و وحدت مقصد، همه با هم و همه با هم اسلام، اين پيروز كرده ما را، مىخواهند اين را از ما بگيرند، همه با هم را بگيرند؛ اسلامش را هم بگيرند. اين دو تا كلمهاى كه اساس پيروزى شما بود. الآن شياطين در صددند كه از شما اين رمز را بگيرند و اگر اين رمز را حفظش نكنيد و شياطين خداى نخواسته غلبه كنند بر شما و رمز را بگيرند، مملكت ما مىشود مثل همان قضيه هيتلر، در نيمه راه برش مىگردانند، مىزنند توى دهنش بيرونش مىكنند! ما بايد اين را حفظش كنيم.
پرهيز از تفرقه و گروهگرايى
الآن شما ببينيد در تهران از قرارى كه روزنامهها مىنويسند قريب صد گروه پيدا