صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧٦ - لزوم طرد غربزدگان از دانشگاهها و محافل روشنفكرى
اين زلزله زدهها را نجات بدهيم.
غربزدگى، بدتر از زلزلهزدگى
آقا، امروز مملكت ما غربزده است كه از زلزله زده بدتر است! امروز بعضى از اشخاص در اين مملكت مىخواهند نگذارند اسلام تحقق پيدا بكند. اغفال مىكنند بعض مقامات را، مىخواهند نگذارند اسلام تحقق پيدا بكند. امروز وقت اين نيست كه نق بزنم كه من فلان قِسمش را نمىخواهم، فلان قِسمش را مىخواهم. امروز وقت اين است كه همه دست به هم بدهيد بگوييد اسلام را ما مىخواهيم، چنانكه همه گفتيد؛ با اسلام همه پيش رفتيد. شما اشكالات خودتان را حالا پيش نياوريد؛ بگذاريد براى بعد، بگذاريد اسلام تحقق پيدا كند، بگذاريد مملكت، مملكت بشود، بعد بياييم سراغ اينكه اين مملكت نظامش چه جور بايد باشد؛ طلبهاش چه جور بايد باشد؛ كاسبش چه جور بايد باشد. من هم مىدانم همه جا اشكال هست، لكن الآن ما زلزله زده هستيم؛ غربزده هستيم. همه بايد دست به هم بدهيم و اين راه را تا اينجا كه آمديم، باقىاش هم برويم. ما بين راه هستيم. باز گردنهها داريم كه دزدها توى آن گردنه هستند. ما يك گردنه را از آن گذشتيم؛ يا دو گردنه را؛ باز دزدها توى آن گردنههاى ديگر هستند؛ در كمين نشستهاند با هر صورت. ما بايد همه، همه، دست به هم بدهيم از اين گردنهها بگذريم. بعد كه گذشتيم از گردنهها و رسيديم به منزل، بنشينيم بگوييم حالا اشكالاتمان چيست. الآن وقت اشكالتراشى نيست. الآن وقت جلو رفتن است. من از همه مىخواهم، من التماس مىكنم به ملت ايران، من دست ملت ايران را مىبوسم، اسلام را مىخواهند ببرند.
لزوم طرد غربزدگان از دانشگاهها و محافل روشنفكرى
اين قشرهاى اين قشرهاى دانشگاهى و دانشجو و وكلا و روشنفكرها، حساب خودشان را از اين چندين نفر، چند نفرى كه عمال غربند و عمال محمد رضا، جدا كنند. كانون وكلا كه همهاش غربزده نيست؛ كانون وكلا تويشان پيدا مىشود؛ اين غربزدهها را كنار بگذارند. يكىشان رفت، باقى هم بروند. روشنفكرها هم، روشنفكرهاى اسلامى