صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢١ - وظيفه خطير روحانيت
وظيفه خطير روحانيت
بايد كوشش بكنيم ما معمَّمين، ما كه خودمان اسممان را روحانى گذاشتيم، چه طبقه اهل منبر باشند، چه اهل محراب باشند، چه از قشرهاى ديگر، همين بنگاه، اين بنگاه را بنگاه اسلامىاش كنيم. ما كه امروز همچو قدرتى خدا بهمان داد و اعطاى خدا بود- ليس الّا [١]- براى اين نيم توجهى بود كه به اسلام شد و همه گفتند اسلام را مىخواهيم. يك همچو قدرتهايى را از بين برديم، برديد. و همه قشرها هم در اين شركت داشتند؛ زنها، مردها، بچهها، بزرگها، همه. روحانى، دانشگاهى، همه، ما كه الآن اين قدرتها را از بين برديم، و الآن هم مدّعى هستيم كه رژيم ما رژيم اسلامى است و جمهورى ما جمهورى اسلامى است، بايد اكتفا به اين نكنيم كه يك لفظى را برداشتيم، يك لفظ ديگر جايش گذاشتيم؛ يا يك رژيمى را منقرض كرديم؛ يك رژيم ديگرى جايش گذاشتيم. بايد ما همه متوجه اين معنا باشيم كه لا اقل اين محيط بنگاه روحانى اين محيطى كه سرو كار دارند با قلوب مردم، دعوت مىكنند مردم را و سر و كارشان با دلهاى مردم است، شمايى كه سر و كارتان با جان مردم است بايد كوشش كنيد كه جان خودتان را، قلب خودتان را اصلاح كنيد، الهى كنيد؛ كه وقتى كه منبر مىرويد مثل منبرهاى- البته نمىشود- شيعه آن صاحب منبر حقيقى، كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- هست، باشد كه هر چه مىگفت از قلب الهى سرچشمه مىگرفت:
ضَرْبَةُ عَلِىٍّ يَوْمَ الخَنْدَقِ أفْضَلُ مِن
كذا
ضَرْبَةُ عَلِىٍّ يَوْمَ الْخندَقِ افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثقلين» [٢]. اين نه اينكه مسأله اين بود كه تمام كفر با تمام اسلام مقابله كردند، از اين جهت شده است. ما اگر فرض مىكرديم كه غير حضرت امير، همين ضربه را زده بود و همان شكست هم داده بود، باز اصلًا معلوم نبود كه يك فضيلتى داشته باشد، تا فضيلتش از نماز انبيا هم بالاتر باشد. اين ضربه ضربتى بود كه از روح امير المؤمنين سرچشمه گرفته بود. همه ايامى كه ضربت مىزد فضيلتش بالاتر از همه بود؛ براى اينكه قلب، قلب الهى بود؛ قلبى بود كه غير
[١] جُز اين نيست.
[٢] «
ضَرْبَةُ عَلِىٍّ يَوْمَ الْخندَقِ افْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثقلين»
يك ضربت على (ع) در روز خندق، برتر و بالاتر از عبادت جنّ و انس است. بحار الانوار، ج ٣٩، ص ٢. مستدرك حاكم نيشابورى، ج ٣، ص ٣٢.