صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٢٩ - ارتش در دوران پهلوى
همين بود كه يك پوست داشتند- به حسب نقل- يك پوست داشتند كه شب خودش و حضرت فاطمه رويش مىخوابيدند، و روز روى همين پوست علوفه شترش را مىريخت. پيغمبر هم همين شيوه را داشت. اسلام اين است، آنى كه ما مىخواهيم اين است. البته هيچ كس قدرت ندارد مثل او باشد اما ما مىخواهيم يك خرده نزديك، يك بويى از اسلام بيايد در ايران ما مىخواهيم اين طور بشود كه وقتى رئيس يك مملكتى فرض كنيد رئيس جمهور، نخست وزيرش توى جمعيت مىآيد همچو امتيازى نباشد كه مردم كنار بروند، آى آه واه بشود. زمان رژيم سابق اگر مىخواست اين شخص از يك خيابانى عبور كند، سازمان امنيت و مأمورها قبل از اينكه بيايد، دو روز، سه روز قبل اين جاها را همه را تحت نظر مىگرفتند؛ خانهها را، اين خانهها را خالى مىكردند از مردم، تحت نظر مىگرفتند كه ايشان مىخواهد يك عبورى از اينجا بكند. چرا؟ براى اينكه خودش خائن بود و خائن مىترسد. خيانت به مملكت كرده بود و خائن خائف است. از خودش مىترسد، مىترسد بكشندش. اما مالك اشتر هم اين طور بود؟ توى مردم بودند، حضرت امير تو مردم بود، با مردم بود. پيغمبر اكرم توى مسجد- به حسب نقل- توى مسجد وقتى نشسته بودند با اصحابشان، يك عرب كه از خارج مىآمد نمىشناخت كدام يكى [از] آنها پيغمبرند، كدام يكى ديگران هستند. مىپرسيد كه: كدام يكيتان هستيد؟ پيغمبر كدامها هستيد؟ وضع اين طور بود كه دور [هم] مىنشستند. يك صدرى [و] يك ذيلى نبود. دور هم مىنشستند. وقتى يك كسى مىآمد، خوب اينها كه دور هم نشستهاند كدام يكيشان هستند. وضع حكومت اسلام اين است.
ارتش در دوران پهلوى
ارتش اسلام اين طور نبوده است كه وقتى بيايد مردم از خوف فرار كنند از دست آنها، پشت بكنند به آنها. رژيمهاى طاغوتى ارتششان براى اين است كه مردم را اول سركوب كنند. ارتش ايران هيچ وقت براى اين نبوده است كه بروند دشمنان را سركوب كنند. اين ارتشها براى سركوب كردن شماهاست. شما هم شايد بسياريتان يادتان باشد كه متفقين وقتى كه آمدند در سرحدات، زمان رضا خان، شايد بعضىتان يادتان باشد، وقتى كه