صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٢٩ - تبليغ به اسم رب، يا به اسم نفْس
وزر و ظلماتش بيشتر. ظُلُماتٌ بَعْضُها فَوْقَ بَعْضٍ [١] گاهى علم ظلمت است؛ نور نيست. آن علمى كه شروع بشود به اسم رب، آن نور هدايت دارد. آن علمى كه براى اين است كه ياد بگيرد، آن خوبش اين است كه مىخواهد ياد بگيرد. و الّا مىخواهم مَسند بگيرم؛ مىخواهم امام جماعت بشوم؛ مىخواهم اهل منبر باشم؛ مىخواهم مقبول عامه باشم، مقبول مردم باشم. انحراف است. اينها انحرافات است. و همه دقيق! صراط مستقيم، به حسب وصفى كه شده است، باريكتر از موست. بسيار دقيق است.
مسئله اسلامشناسى و انسانشناسى
چه بسا انسان يك عمر در ريا بوده و خودش نفهميده. يك عمر هر عملى كرده ريا بوده است، و نفهميده خودش رياسْت. اين قدر دقيق است كه خود آدم هم نمىفهمد! موازين دارد برايش. آنهايى كه اهل عمل هستند موازين تعيين نكردند كه ما بفهميم كه چه هستيم و خودمان را تشخيص بدهيم. در علم انبيا كه علم انسانسازى است، موازين دارد اينها.
اسلام را به اين زودى نمىشود شناخت. اسلام را با دو تا جنگ نمىشود [شناخت.] اسلام جنگ نيست. جنگ به اسلام مربوط نيست. مكتب اسلام- اينكه حالا به آن گفته مىشود «مكتب»- اين يك چيزى است كه مقدمه براى آن مكتبى است كه اسلام دارد. آن مكتب را من و تو نمىشناسيم. چنانكه انسان را ما نمىشناسيم. آنكه مىشناسيم همين موجود طبيعى است. اين «انسان» نيست. از «عَلَق» مىآيد يك قدرى بالاتر، مىآيد يك قدرى بالاتر، تا مىشود حيوان. اين حيوانىاش خيلى طولانى است. اين مقام «حيوانيت» خيلى طولانى است. و انسان ممكن است تا آخر عمرش در همين حيوانيت متوقف شده باشد. تا قرائت به اسم «رب» نباشد فايده ندارد. همه چيز بايد به اسم رب باشد.
تبليغ به اسم رب، يا به اسم نفْس
شما حالا آقايان، از قرارى كه گفتند، بنا داريد كه تشريف ببريد در قُرا و قصبات و
[١] بخشى از آيه ٤٠ سوره نور.