صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٢ - غارتگريهاى رضا خان و محمد رضا شاه
است؛ مشغول است. الآن خانهسازى در اطراف ايران شروع شده است؛ راهسازى شروع شده است؛ اما يك ايران پهناور با نداشتن وسايل، آن طورى كه بايد باشد، اين لا بد با تدريج بايد درست بشود؛ يكدفعه نمىشود. شما خيال كنيد كه يكدفعه بعد از انقلاب بشود همه چيز را يك روز و دو روز و يك ماه و دو ماه يك سال درست كرد، اين نمىشود. اگر يك ناحيه بود، يك جا بود، ده جا بود، خوب، مىگفتند اين ده جا را دولت درست كند؛ اما يك مملكت است. يك مملكت پهناور بزرگ، همه چيزش را بردهاند و مانده است يك مملكت بىچيز دست اينها. من بايد بگويم به شما كه باز هنر مىكنند كه اين قدر خوب كار كردهاند. الآن مشغول به رشتههاى مختلف براى تعمير [ضايعات] هستند و از آن دورها شروع كردهاند كه مبادا اين زاغهنشينها همين جا بمانند و نروند سراغ زراعتشان، نروند سراغ كسبى كه آنجا داشتند.
در هر صورت، همه اين امورى كه گفتيد صحيح است، ما مىدانيم اينها را لكن اختصاص به محل شما هم ندارد. از خوزستان هم كه مىآيند همين حرفهايى كه شما مىزنيد، مىزنند. درست هم هست. از هر جايى كه از مملكت مىآيند اينجا، اجتماع كه مىكنند همين مسائل را مىخوانند و مىگويند؛ درست هم مىگويند. منتها خيال مىكنند اين همان محل خودشان است كه اين طور است. بسياريشان مىگويند كه هيچ جا بدتر از محل ما نيست و حال آنكه آن برادرهاى ديگر هم كه مىآيند مىگويند هيچ جا بدتر از محل ما نيست! راست مىگويند، همه جا خراب است. قضيه «بدترى» نيست؛ همه جا بد است.
غارتگريهاى رضا خان و محمد رضا شاه
و اين طور نيست كه دولت در فكر نباشد. الآن يك دولت انتقالى متزلزل است، يك دولت مستقرى ما الآن نداريم؛ يك دولت انتقالى است. اين دولت انتقالى بايد يك مقدارى به آن مهلت داد كه انتقال تحقق پيدا كند، جمهوريت استقرار پيدا بكند، يك حكومت مستقرى بيايد، يك مجلس صحيحى باشد بعد از اين، آن وقت به فكر اين