صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٠ - تفاوت جمهورى اسلامى با جمهورى دمكراتيك
مىخواهم مىكنم» و لو ...! شكر نعمت اين است كه اين آزادى را صرف بكنيم در آنچه كه خداى تبارك و تعالى امر فرموده است. اين آزادى كه خدا به ما عنايت فرموده است، و يك هديه الهى است، اگر چنانچه شما خيانت به اين آزادى و اين هديه خدا بكنيد، ممكن است خداى تبارك و تعالى هديه خودش را پس بگيرد از ما، و ما باز برگرديم به آن حالى كه سابق بوديم. بايد همه ما توجه به اين معنا داشته باشيم كه از اين آزادى سوء استفاده نكنيم.
گرانفروشى يكى از سوء استفادههاست، كه كسى بگويد من آزادم، حالا هر چه دلش مىخواهد به اين مستمندها اجحاف بكند و قيمتها را بالا ببرد و بازار را به وضع طاغوتى درست كند. اجحاف در معاملات، بىانصافى در معاملات يك امرى نيست كه عقل انسان بپذيرد، و خداى تبارك و تعالى راضى باشد به اين معنا. بايد بازارها را يك بازارهاى اسلامى بكنيد.
تفاوت جمهورى اسلامى با جمهورى دمكراتيك
جمهورى اسلامى همه چيزش بايد اسلامى باشد؛ اداراتش بايد اسلامى باشد؛ تحول لازم دارد؛ حالا باز نيست. دادگسترى بايد اسلامى باشد، قضات بايد قضاتى كه اسلام تعيين كرده است باشند؛ تا حالا نشده است اين. فرهنگ بايد يك فرهنگ اسلامى باشد؛ و از اين فرهنگ وابسته و استعمارى بيرون بيايد؛ و حالا نشده است باز. الآن بازار، كه در دست بازاريهاى به ظاهر متدين است، به اسم اينكه حالا ديگر كسى نيست كه به ما فشار بياورد و بگويد نرخ كذا، نبايد اجحاف بكنند. با حاكم وقت است كه جلوگيرى كند؛ و ما ممكن است اجازه بدهيم جلوگيرى كنند از يك اجحافاتى كه مىشود در بازار. «ما آزاديم هروئين بفروشيم، آزاديم ترياك بفروشيم، آزاديم قمارخانه باز كنيم، آزاديم شرابخانه باز كنيم، شراب فروشى باز كنيم»! همچو «آزادى» نيست. اين آزاديها يك آزاديهاى غربى است كه اين طور چيزها را مىآورد. آزادىاى كه در اسلام است در حدود قوانين اسلام است. آن چيزى كه خدا فرموده است نبايد بشود، شما آزاد نيستيد كه