صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٠ - اختلاف طبقاتى
كارهايى بكنيد كه آنها ببينند كه در اين وضعى كه حالا شده است به آنها رسيدگى مىشود. البته دولت هم رسيدگى مىكند، ما هم موعظهشان مىكنيم و رسيدگى مىكنيم، اما مسأله اين است كه اينها ببينند كه در يك جمهورى اسلامى، اين كارگرها ببينند كه اين اشخاصى كه در رأس هستند- و آن وقت كارفرما به آنها مىگفتند- اينها بنا دارند كه با اينها يك جور ديگرى رفتار كنند. آنى كه كمونيستها يا اشخاص منحرف تبليغ مىكنند، اين جور نيست. بنا بر اين است كه با اينها يك طرز بهترى رفتار بشود، به زندگى آنها رسيدگى بشود، به احتياجات آنها رسيدگى بشود.
اختلاف طبقاتى
اين معنا در امروز ديگر عملى نيست كه يك دستهاى آن بالاها باشند و همه چيزهايى را كه بخواهند، به طور اعلى تحقق پيدا بكند؛ پاركها و اتومبيلها و بساط. يك دسته هم اين زاغهنشينها باشند كه اطراف تهراناند، و مىبينيد آنها را. اين نمىشود، اين نه منطق اسلامى دارد، نه منطق انصافى دارد، نه صحيح است. و اگر خداى نخواسته اينها صدايشان درآيد، ديگر قابل خاموشى نيست. شماها بايد يك فكرى بكنيد براى اينها. شما براى حفظ خودتان، حفظ خانوادهتان، حفظ ثروتتان، حفظ حيثيتتان، خودتان بنشينيد با هم تفاهم كنيد. دستههاى ديگر هم كه [پيش] من آمدند- از اصفهان يك دستهاى آمده بودند- من همين حرفهايى كه به نظرم مىآيد به آنها گفتم، كه بايد يك فكرى خودتان بكنيد كه اين تفاوت طبقاتى به اين طور نباشد؛ يك تعديلى بشود. اسلام تعديل مىخواهد؛ نه جلو سرمايه را مىگيرد، و نه مىگذارد سرمايه آن طور بشود كه يكى صدها ميليارد دلار داشته باشد و براى سگش هم اتومبيل داشته باشد و شوفر داشته باشد و امثال ذلك؛ و يكى شب برود پيش بچههايش نان نداشته باشد. نمىشود اين؛ اين عملى نيست. نه اسلام با اين موافق است، نه هيچ انسانى با اين موافق است.
اين با دست شماها نصفش حل مىشود؛ نصفش. اگر نگويم همهاش، نصفش با دست شما حل مىشود. يك قسمت ديگرش هم با دولت است كه براى اينها خانه